روان درمانی فردی

ایمن سازی علیه استرس

مایکنبام براساس تحقیقاتش که نشان می دادند بیماران می توانند برای اصلاح رفتارشان به گفتگو با خود و خودآموزی متوسل شوند و درمانگرها می توانند به بیماران یاد بدهند گفتگوهای شان با خویش را عوض کنند،آموزش مایه کوبی علیه استرس را مطرح کرد. در ادامه مطلب مطالعه کنید.

هدف این آموزش آن است که با “مایه کوبی” افراد در برابر فشارهای روانی فعلی و آتی، جلوی بروز مشکلات گرفته شود.

با این آموزش،افراد می توانند صاحب مهارت های مقابله ای جدیدی شوند وازراهبردهای مقابله ای قبلی خود به نحو احسن استفاده کنند. آموزش مایه کوبی علیه استرس با هدف مقابله با عوامل فشارزای روانی در آخرین فهرست درمان های دارای اعتبار تجربی درج شده است. آموزش مایه کوبی علیه استرس از سه دوره دارای همپوشی تشکیل می شود:

1-دوره مفهوم بندی: ابتدا مراجع یاد می گیرد که تفکر یا ارزیابی چطور منجر به استرس،هیجانات منفی و رفتارهای نامناسب می شوند.در این دوره مراجع یاد می گیرد تهدیدها یا فشارهای روانی بالقوه را تشخیص بدهد و باآن ها مقابله کند.

2-دوره مهارت آموزی و تمرین: مراجع،مهارت های مقابله ای(مثلا خودتنظیمی هیجانات، بازسازی شناختی،استفاده از نظام های حمایتی)را در درمانگاه تمرین و به تدریج در دنیای واقعی و در مواجهه با عوامل فشارروانی از آن ها استفاده می کند.

3-دوره کاربرد:فرصت های دیگری در اختیار مراجع گذاشته می شود تا مهارت های مقابله ای را در شرایط پر استرس مورداستفاده قرار بدهد.برای تثبیت این مهارت ها،از مراجع خواسته می شود به کسانی که مشکلاتی مشابه مشکلات خودش دارند کمک کند. در دوره پیگیری نیزاز روش های دیگر مایه کوبی مثل پیش گیری و جلسات تقویتی استفاده می شود.
آموزش ایمنی سازی درمقابل استرس در برخی موارد با مفاهیم ایمنی سازی پزشکی در مقابل بیماری های زیستی و مصون سازی از طریق تغییر نگرش،قابل قیاس است.SIT همانند ایمنی سازی پزشکی به منظور تشکیل پادتن های روانشناختی یا مهارت های مقابله به وجودآمده است.این روش مقاومت افراد را از این طریق بالا می برد و آن ها را در معرض محرکاتی قرار می دهد که قدرت کافی برانگیختن را دارند ولی به آن اندازه شدید نیستندکه ایشان را مغلوب نمایند.به این ترتیب مراجع می تواند:

الف)احساس کاردانی آموخته شده را به واسطه تجارب موفقیت آمیز در مقابله با سطوح قابل کنترل استرس در خودپدید آورد.

ب) مکانیزم های دفاعی آینده نگر شامل مهارت ها و انتظارات مثبت را پیش گیرد.

این مکانیزم ها مراجع را در مقابله موثر و مفید با موفقیت های پراسترس یاری می کند. آموزش ایمنی سازی در مقابل استرس مایکنبام یک مداخله درمانی دقیق و چندبعدی و چندجانبه است.به نظر کندال وبمیس،”به نظر می رسد آموزش ایمنی سازی در مقابل استرس جامع ترین شکل درمان شناختی – رفتاری است.این نوع آموزش بیانگرطرحی سنجیده و قابل توجیه است.
هدف برنامه آموزش کنترل استرس تشویق شرکت کنندگان به حذف استرس از زندگی نیست.چنان که سلیه اشاره کرده است زندگی بدون چالش با موقعیت های پراسترس خسته کننده وکسالت آور خواهد بو.درعوض هدف آموزش کنترل استرس این است که مراجعین را با ماهیت و اثر استرس آگاه کنیم و به آن ها یادآوری کنیم که برای استفاده ازاسترس دارای انواع مهارت های درون فردی و بین فردی هستند.
در پایان مهم است بدانیم که SIT با مداخلات درمانی دیگر می تواند ترکیب شود.برای مثال تورک و همکاران در کار با بیماران مبتلا به دردهای مزمن SIT راهمراه با معالجات پزشکی،فیزیوتراپی،مشاوره شغلی وگروه های خودیاری بیمار به کاربردند.SIT برای تکمیل و ارتقاء سطح توانمندی های متخصص بالینی نیز طرح ریزی شده است. در این قسمت سه مرحله آموزش ایمنی سازی در مقابل استرس توضیح داده می شود.

الف)مرحله مفهوم سازی: این مرحله شامل یک ارزیابی جامع و کامل جهت شناسایی تعیین کننده های مشکل، صورت بندی مشکل وطرح درمانی،معرفی الگوی مفهومی و آموزش درمانجو برای تحلیل مشکلات به طور مستقل می باشد. این مرحله خواه در یک آموزش یک ساعتی برای آماده کردن بیماران برای عمل جراحی،یا در کار 20 جلسه ای با بیماران مبتلا به دردهای جسمانی به کار می رود.اهداف این مرحله عبارتند از

:1-ایجاد رابطه همکارانه با مراجع ودرمواقع مورد لزوم با افراد مهم دیگر(مثل همسر).

2-بحث درباره علایم و مسایل مربوط به استرس مراجع و تمرکزروی تجزیه وتحلیل موقعیتی.

3-گردآوری اطلاعات از طریق مصاحبه ها،پرسشنامه ها،روشهای خود بازنگری،تکنیک هایی بر پایه تصویرسازی ذهنی وارزشیابیهای رفتاری.

4-ارزشیابی انتظارات مراجع درباره فایده برنامه آموزش وتنظیم برنامه های درمانی و ایجاداهداف کوتاه مدت،مرحله میانی درمان و اهداف دراز مدت.

5. تعلیم دادن مراجع در مورد ماهیت تعامل با استرس و مقابله با آن، و توجه به نقش شناخت ها وهیجانات در پیدایش و تداوم استرس.

6 -ارایه یک مدل مفهومی یا مفهوم سازی مجدد از واکنش های استرس مراجع.

7-پیش بینی و فرض مقاومت احتمالی مراجع و دلایل اوبرای عدم علاقه مندی به درمان.

عوامل مربوط به رابطه درمانگر و مراجع

واترهاس و استراپ به نقش رابطه درمانی به عنوان یک واسطه در تغییر رفتاراشاره کرده اند.به نظر آنها تغییر رفتار هنگامی به آسانی صورت می گیرد که تفاهم بین درمانگر و مراجع ایجاد شده باشد،و درمانگر این احساس را به راجع انتقال دهد که “من در این مورد باشما موافقم” ویک رابطه دوستانه با مراجع به وجود آورد.با افزایش جلسات درمان ماهیت رابطه درمانگر –مراجع در جلسه سوم می تواند متغیر پیش بینی کننده مهم نتیجه درمان به شمار آید.به هر اندازه که مراجع احساس کند درمانگر اورا پذیرفته،درک می کند و دوست دارد،معالجه موفقیت آمیزتر خواهد بود.اگردیدگاه مراجع در امر درمان در جای خود مورد ملاحظه و توجه قرار نگیرد،رضایت و علاقه مندی مراجع به درمان و ادامه جلسات درمانی به مخاطره می افتد.
درمانگر باید فردی حساس،مراقب و با فکرباشد.به عبارت دیگر درمانگر تنها به ذکرتعدادی سخنرانی درباره استرس و نحوه مقابله با آن نمی پردازد ویا یک دوره آموزشی به شدت رسمی را به مراجع تحمیل نمی کند.بلکه وی به طور مداوم با مراجع در تعامل بوده و همکاری اورا جلب می کندو نیز مداخلات را براساس نیازهای مراجع تنظیم می کند.هدفSIT حذف استرس از زندگی نیست،درمانگر مراجع را تشویق می کند تا موقعیت های پراسترس را به عنوان مسایل قابل حل درنظر بگیرد،نه تهدیدی نسبت به خود.هدف این است که مراجعین بهتر بتوانند مشکل خویش را حل کنند ودرمقابله با حوادث پراسترس زندگی درآینده موفق شوند . خلاصه،درمانگر باید به آنچه که درباره ماهیت آموزش پیش از ورود به جلسه درمان به مراجعین گفته می شود بسیار حساس باشد.تورک و همکاران عنوان کرده اند که چطور درمانگران باید با ارجاع کنندگان کارکنند تا هم توصیفاتی ازSIT وهم پسخوراندی درباره نتیجه کارفراهم آورند.مدل تعاملی نه تنها درمعالجه بیماران به کار می رود بلکه روشی نافذ و دربردارنده طرح آموزشی کلی است.

گردآوری اطلاعات و جمع بندی

وظیفه اولیه درمانگر ایجاد رابطه با مراجع و جمع آوری اطلاعات برای تنظیم برنامه آموزشی است.این طرح آموزشی با توجه به نیازها و توانایی های فردی مراجعین تنظیم می گردد.ما در ادامه بحث نقش تشریح مصاحبه بالینی،ارزشیابی براساس طرح تصویر سازی ذهنی، خودبازنگری،ارزشیابی های رفتاری،پرسشنامه ها و آزمون های استاندارد به عنوان ابزارهای ارزشیابی و شرکت مراجع در جلسات درمان خواهیم پرداخت.

مصاحبه

معمولا با مصاحبه نیمه سازمان یافته ای شروع می شود که با مشکل مراجع خاص تطبیق می یابد. واضح است که در مصاحبه با بیمار جسمی که درد او به استرس وابسته است(مثل فرد مبتلا به سردرد عصبی)در مقابل فردی که دارای شغل استرس زاست،باید شیوه های متفاوتی را پیش گیریم.با وجود این که به نظر می رسد تفاوت هایی در این مصاحبه های متنوع وجود داشته باشد،نقطه مشترک بین همه این مصاحبه ها عبارت است از سبک بررسی مصاحبه کننده و تلاش عمومی برای شناسایی عوامل تعیین کننده رشدی و رایج واکنش های پراسترس مراجع.باید در نظر داشت که مصاحبه یک آزمایش مقطعی نیست،بلکه تلاشی است سازمان یافته برای فهم بهتر استرس مراجع و مهارت های مقابله ای او.

cherry_blossom:یادآوری براساس تصویرسازی ذهنی
یکی از راه های مهم مراجع برای بیان اطلاعات مورد لزوم استفاده از روش یادآوری براساس تصویر سازی ذهنی است.این نوع تصویرسازی اغلب مراجع را یاری می کند تا به جنبه ها یا جزئیاتی از پاسخ استرسی خودکه احتمالا در شرایطی دیگر آن ها را نادیده می انگاشت یا در مصاحبه ی مستقیم تاکید کمتری به آنها می شد،توجه نماید.به این ترتیب مراجع می تواند به عنوان بخشی از فرایند تعامل به بیان افکار، احساسات، تصویر ذهنی و رفتارهایی که در احساسات استرس او سهیم بوده اند، بپردازد.هدف از این کار کمک به مراجع برای درک این موضوع که شخص صرفا قربانی استرس نیست می باشد. نحوه ارزیابی رویدادها مثلا این که شخصی چه احساسی دارد،چه افکاری در ذهن خود می پروراند، چگونه رفتار می کند می تواند در تجربه احساس استرس سهیم باشد.مصاحبه های اولیه و روش یادآوری تصویرسازی ذهنی برای جلب همکاری مراجع درجمع آوری اطلاعاتی طرح می شود که از این طریق وی دیدگاه تعاملی استرس را بپذیرد.

در روش خودبازنگری رفتارهایی چون مشاجرات روزمره، شرح روزانه استرس، دوره های استرس والدین، میزان خشم، درجه بندی شدت درد،مصرف دارو، افکار افسردگی زا، ونظایرآن مورد بررسی قرار می گیرد.اغلب تکنیک های مختلف خود بازنگری با یکدیگر به کار برده می شوند مثلا پاسخ دادن به سوالات باز-بسته فرم روزانه،که با روش های ارزشیابی خاص دنبال می شود.

ارزشیابی های رفتاری

ارزشیابی های رفتار در موقعیت های واقعی زندگی،در کلینیک یا آزمایشگاه منبع مفید اطلاعات برای کمک به فرایند مفهوم سازی مجدد است. چنین ساخت هایی (یا بازسازی موقعیت) به مراجعین کمک می کند تا نقش خود را در بروز واکنش های استرسی بازیابند.به علاوه چنین ارزشیابی های رفتاری در تعیین این مسئله که آیا ناتوانی مراجع در مقابله با استرس ناشی از ناکافی بودن خزانه رفتاری(نداشتن شایستگی لازم برای پاسخ دادن)است یا ناشی از مداخله عوامل واسطه ای درونی یا بیرونی،کمک می کند. مثلا اگر معلمان تحت استرس احساس می کنند برای کاهش استرس شخصی خود کمتر کاری می توانند بکنند یا هیچ کاری از دستشان برنمی آید،در چنین مواقعی می توان همکاری معلمان را به انجام یک آزمایش کوچک جلب نمود.در این آزمایش از معلم یا مراجع خواسته می شود که به شیوه متفاوت از پیش با دیگران رفتارکند و سپس نتیجه کار را ارزشیابی کند.این آزمایشات از پیش طرح ریزی شده اغلب با هدف فراهم آوردن اطلاعات برای رد فرضیات مراجع صورت می گیرد.

آزمون روانی

بالاخره تعدادی از آزمون های روانی استاندارد ونیز آزمون های مخصوص گروه خاص می تواند کاملا در فهم ماهیت استرس مراجع کمک کننده باشد.مقیاس های انتخاب شده، برحسب ویژگی های مقتضی گروه خاص فرق می کند.

در حقیقت داده های به دست آمده از منابع گوناگون(مصاحبه،بازسازی تصویرسازی ذهنی، خودبازنگری، مشاهدات رفتاری، ارزشیابی شناختی، آزمایشات کوچک و آزمون های روانی) به منظور تشخیص ماهیت استرس مراجع و بحث درباره راه های ایجاد تغییر بررسی می شود.

فرایند مفهوم سازی مجدد

مرحله اول SIT با ارائه یک مدل مفهومی یا یک مفهوم سازی مجدد از استرس مراجع توسط درمانگر خاتمه می یابد. مدل مفهومی همانند سایر ویژگی های ایمنی سازی درمقابل استرس به شیوه ای که اطلاعات خود مراجع را به عنوان وسیله ای برای تنظیم مجددماهیت استرس او به کار می رود،ارائه می شود.به عبارت دیگر درمانگر با گوش دادن دقیق و بررسی روش شناختی وظیفه خود را انجام می دهد.درمانگر در سرتاسر این مرحله همراه با درمانجوبه بررسی تک تک نکات مهم می پردازد. فرایند مفهوم سازی مجددچند هدف اصلی را دنبال می کند:

1-ابزاری برای جمع بندی منابع گوناگون اطلاعات وارائه ماهیت تعاملی استرس و مقابله با آن را مهیا می سازد(مثل پروراندن افزایش آگاهی از نقش فرایندهای ارزیابی)

2-علایم مراجع(شکایات بدنی، افکار، احساسات و رفتارهای غیرانطباقی)را به مشکلات خاصی که قابل استناد به مسایل مهمتری است ترجمه می کند وآن هارا از حالت مسایل آشفته ساز،نومیدکننده، غیرقابل تفکیک وکنترل ناپذیر خارج می سازد.

3-استرس مراجع را در قالب اصطلاحاتی جدید طرح میکند که یا تابع راه حل هایی است یا شخص می تواندآن را راحت تر قبول کند،یا در آن معنا رابیابد.

4-به مراجع کمک میکند تا بفهمد که استرس از چندین مرحله گوناگون می گذرد وتا اندازه ای تحت کنترل خود اوست.

5-مراجع را برای پذیرفتن مداخلاتی که در برنامه درمانی یا آموزشی گنجانیده شده است آماده می کند.هم چنان که مراجع استرس خود را از دیدگاه تعاملی می نگرد(یا آن را دوباره تنظیم می کند)می تواند براساس شناخت خود مداخلات خاصی را پیشنهاد کند.

6-این انتظار مثبت را به وجود می آورد که درمان های ارائه شده حقیقتا برای حل مشکلات مراجع مناسبند.

اکتساب و تمرین مهارت ها

این مرحله مستلزم آموزش مهارتهای ضروری برای مثال پرت کردن حواس، بازسازی شناختی،حل مسئله، خودگویی کلامی هدایت شده، آرمیدگی و ابراز وجود است.هدف مرحله دوم آموزش ایمنی سازی در مقابل استرس اطمینان یافتن از این نکته است که مراجع ظرفیت اجرای موثرپاسخ های مقابله ای را پیدا کند.در این مرحله نیز مانند مراحل قبلی درمانجوهمکار درمانگر است.آیا درمانجو درباره شیوه های کاهش استرس یا اجتناب از آن چه پیشنهاداتی ارائه می دهد؟درگذشته کدام چالش های مراجع موثر بوده یا اثری نداشته است؟چنین بررسی هایی به منظور بیرون کشیدن نگرش ها و انتظارات درمانجو درباره روش های اختصاصی کنترل استرس به کار می رود.مهارت های مقابله در آموزش براساس نیازهای گروه خاص و اهداف آموزش متفاوت است.

بیماران مبتلا به درد ممکن است آموزش کنترل توجه باشد،ولی برای بیماران دچار حملات خشم مهارت های ارتباطی مناسب ترین شیوه درمان به حساب می آید.برای قربانیان حوادث ناگوار (مثل تجاوز جنسی)ممکن است فرایند انکار در آغاز آموزش مفید باشد که در مراحل بعدی با مسئله گشایی و بازسازی شناختی تکمیل می گردد.

تکنیک های مقابله در آموزش شامل مواردی است که لازاروس و لوینرآنها را تکنیک های مقابله ابزاری (متمرکز برمسئله)وتسکین بخش(متمرکز بر تنظیم هیجان)نامیده اند.مقابله ابزاری مشتمل بر تکنیک هایی است مانندگردآوری اطلاعات، مسئله گشایی، آموزش مهارتهای اجتماعی و ارتباطی، تنظیم زمان، ایجاد تغییر و تحولات درسبک زندگی همچون ارزشیابی مجدد شرایط قبلی، برانگیختن حمایت ها و اقدامات عمل مستقیم که برای تغییرخواست های محیطی یا تغییرموقعیت های پراسترس و ارتباطات متقابل(تعامل ها)طرح ریزی شده اند.مقابله تسکین بخش شامل مجموعه ای از تکنیک ها است که برای تسکین پریشانی و درماندگی وپرورش تنظیم هیجان طرح ریزی شده اند.تکنیک های تسکین بخش شامل داشتن دیدگاهی نظیر مشغول شدن به مقایسه های اجتماعی و معنا،منحرف کردن توجه، انکار، ابراز عاطفه، وآموزش آرامش دهی است.این تکنیک های مقابله بیشتردرمواردی به کار می رود که فرد در موقعیت آزاردهنده و یا پراسترس قرار دارد ولی نه توانایی تغییرآن را داردونه می تواند از آن اجتناب کند(مثل تهدید شدن سلامتی به علت وجودیک بیماری مهلک و یا قربانی حوادث شدن).

در اینجا ما برخی از تکنیک های مقابله را توضیح خواهیم داد.

آموزش آرامش دهی

اغلب درمانگرانSIT کارخود را با آموزش آرامش دهی شروع می کنند.درمانگران به این علت در آغاز کار آرامش دهی را به کار می برند که تقریبا به آسانی توسط همه مراجعان یاد گرفته می شود و از اعتبار صوری خوبی برخوردار است .پیش از آغاز درمان مهم است که بیمار اساس منطق مربوط به آموزش آرامش دهی را درک کند،درارائه اساس منطقی کار اطلاعات زیر داده می شود: وقتی شخصی مضطرب می شود،واکنش اومتشکل از سه جزء متفاوت است،جزء فیزیولوژیک، (افزایش ضربان قلب،تعریق و تنش عضلانی)،جزء رفتاری(اجتناب،سعی برای فرارکردن) و جزءشناختی (افکارمنفی مانند”دارم از حال می روم”،”نمی توانم مقابله کنم”).قدرت نسبی این اجزاء از شخصی به شخص دیگر فرق می کند،اما مردم معمولا ابتدا تغییرات فیزیولوژیک را تجربه می کنند و بعد یک اندیشه منفی به ذهن آن ها می آید که خود،واکنش فیزیولوژیک را افزایش می دهد و بدین ترتیب،دور باطلی ایجاد می شود.یکی از راه های موثر برای ایجاد گسستگی در این دور باطل،این است که برواکنش فیزیولوژیک تمرکز پیدا کنیم و یاد بگیریم چگونه آن را کنترل کنیم.چون اضطراب می تواندبه طور بسیاروسیعی شکل گیرد و در طیف وسیعی از موقعیت ها خود را نشان بدهد،آموزش یک تن آرامی موثر،به فرداین امکان را می دهد که نه تنها در خانه روی صندلی به آرامش برسد،بلکه در هرموقعیتی به این حالت برسد وبسیار سریع به این کار بپردازد(20تا30ثانیه).روش های مختلفی برای آرمیدگی به کار رفته است که مراقبه،یوگا،منقبض و منبسط کردن عضلات،وفنون کنترل تنفس هستند.آرمیدگی همچنین فعالیت هایی چون قدم زدن، دوآهسته، باغبانی، بافندگی،و فعالیت های بدنی دیگر را شامل می شود.مایکنبام تاکید دارد که آرمیدگی به همان اندازه ای که حالت جسمانی است حالت ذهنی نیز است. دراینجا برای نمونه دستورالعمل آرمیدگی خودزاد شرح داده می شود: در این روش،پس از قرار گرفتن در وضعیتی راحت،چشمان خود ببندید و دستورالعمل های زیر راکه خود صادر می کنید،به آرامی تکرار کنید

1.دستان و بازوان من سنگین و گرم هستند(5 مرتبه)-2.پاها و ساق های پایم سنگین وگرم هستند(5مرتبه). 3.شکم من گرم و راحت است(اگر زخم معده دارید،این موارد را حذف کرده و به جای آن بگویید،معده ام سرد و راحت است)(5مرتبه)-4.ضربان قلب من آرام و منظم است.(10مرتبه)-5.پیشانی من سرد است(5مرتبه)-6.تنفس من عمیق و یکنواخت است(10مرتبه)-7.وقتی چشم هایم را می گشایم،تسکین یافته، بانشاط باقی خواهم بود(3مرتبه)-8.به صورت متناوب حرکات بدنی زیر را انجام دهید: الف)دست ها و بازوان را حرکت دهید. ب)پاها و ساق پاها را حرکت دهید. ج)سر را بچرخانید. د)چشمها را باز کنید و بنشینید.

راهبردهای شناختی

یکی از ویژگی های استرس مراجع ماهیت افکار و احساسات همراهی کننده است.SIT برای کنترل تاثیرچنین فرایندهای شناختی و عاطفی انواع روش های شناختی رابه کار می گیرد،ازجمله بازسازی شناختی، مساله گشایی و گفتگوی شخصی هدایت شده. در اینجا بازسازی شناختی از دیدگاه آرون بک و آلبرت الیس به طور خلاصه آورده می شود.
افکار خودکار به صورت خودانگیخته پدیدار می شوند و نادیده گرفتن آن ها دشوار است.برای مثال،ممکن است فردی هنگام گفتگو با یک دوست باخود فکر کند که”چقدر آدم کسل کننده ای هستم”،”عجب حرف احمقانه ای زدم”،یا “چرانمی توانم باهوشتر و جالب تر باشم؟”بک افکار خودکاررابا،بایدهای”کارن هورنای مقایسه کرد که باعث می شوند فرد سعی کند به اهداف غیرواقع بینانه کمال دست یابد.درمورد افسردگی،افکار خودکار الزاما غم را به دنبال دارند،زیرا این افکار بسیارمایوس کننده هستند.افکار خودکارحاصل نگرش های کژکار هستند؛یعنی، قواعد یا ارزس های شخصی که افراد به آن ها اعتقاد دارند و در سازگاری مناسب اختلال ایجاد می کنند ازجمله این نگرش های کژکار این موارد هستند:استنباط های دلبخواهی،جداسازی گزینشی، تعمیم مفرط، بزرگنمایی کردن و کوچک جلوه دادن، شخصی کردن،برچسب زدن و سوءبرچسب زدن، تفکر قطبی شده. مستقیم ترین راه برای تغییردادن هیجان ها و رفتارهای کژکار،تغییر دادن تفکر نادرست و کژکاراست.درمانگر شناختی به درمانجویان می آموزد چگونه این شناخت های تحریف شده و کژکار راازطریق فرایند ارزیابی تشخیص دهند.درمانجویان از طریق تلاش مشترک یاد می گیرند افکار خود را از وقایعی که در عمل روی می دهند متمایز کنند.آنها از تاثیری که شناخت بر احساس ها و رفتارهای آن ها و حتی بروقایع محیط دارد آگاه می شوند.به درمانجویان آموزش داده افکار و فرض های خود،مخصوصا افکار خودکار منفی خویش را تشخیص دهند.بعد ازاین که درمانجویان آگاه می شوند که چگونه افکار غیرواقع بینانه آن ها برایشان تاثیر میگذارند،آموزش می بینند تااین افکار خودکار رابا بررسی کردن شواهدی که علیه آن ها وجود دارند،در برابر واقعیت آزمایش کنند.این فرآیند مستلزم بررسی کردن تجربی عقاید آن ها با پرداختن به گفت وشنود سقراطی بادرمانگر، انجام دادن تکالیف،گردآوری اطلاعات درباره ی فرض هایی که کرده اند، یادداشت کردن فعالیتها، وتعبیر کردن به شکل دیگر است.درمانجویان فرض هایی را درباره رفتار خود تشکیل می دهند و سرانجام مهارتهای خاص حل کردن مشکل وکنارآمدن را به کار می برند.درمانجویان از طریق فرایند کشف هدایت شده،از ارتباط بین تفکر خود و روش هایی که عمل و احساس می کنند آگاه می شوند.

درمان عقلانی- عاطفی الیس :الیس در مدل A-B-Cخود،ارتباط فرایندهای شناختی و هیجانی را شرح می دهد که به موجب آن ،اعلام می دارد افراد با نحوه ای که درباره ی تجربیات فکر می کنندمی توانند خود را خوشبخت یا بدبخت کنند.در این مدل،A به “تجربه فعال ساز”یا ناملایمات،B به عقاید،وC به پیامدها اشاره دارد.این عقاید است که درافراد مبتلا به اختلال های روانی،معمولا معیوب یا غیر منطقی هستنند.الیس آن ها را عقاید غیرمنطقی نامید؛عقایدی در باره خود ودنیا که نامعقول،افراطی،و غیرمنطقی هستند.این عقاید غیرمنطقی باعث می شوند که افراد با چسبیدن به باورهاآشفتگی هیجانی غیر ضروری ایجاد نموده و بعد خود را بی جهت تنبیه کنند.آن ها بعدا درگیر دلسوزی برای خویس می شوند و قبول نمی کنند که به کمک نیاز دارند.خیلی از آدم ها به جای این که سعی کنند خودشان را تغییر دهند،راه هایی را برای تغییر دادن موقعیتشان پیدا می کنند؛مثلا به جای این که به جنبه هایی از شخصیتشان فکرکنندکه موجب مشکلاتی در زندگی زناشوییشان شده است،در صدد طلاق برمی آیند.درمان طبق رویکرد الیس به این صورت است که الگوهای فکری سازش یافته تری را جایگزین عقایدنامعقول درمانجوبنماییم.

روش خودآموزی

گزینه اصلی دیگر برای رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی تغییر رفتار شناختی(CBM) دونالد مایکنبام است که بر تغییر دادن حرف زدن با خودِ درمانجو تمرکز دارد.به عقیده مایکنبام حرف زدن با خود به همان صورت حرف زدن دیگران با فرد بر رفتار تاثیر دارد.فرض بنیادی تغییر رفتارشناختی این است که درمانجویان به عنوان شرط لازم برای تغییر رفتار،باید توجه داشته باشند که چگونه فکر،احساس و رفتار می کنند و بردیگران تاثیر می گذارند.برای این که تغییر روی دهد،درمانجویان باید ماهیت از پیش نوشته ی رفتار خود را تعبیر نمایند طوری که بتوانن رفتار خود رادر موقعیت های گوناگون ارزیابی نمایند.این رویکرد بارفتاردرمانی عقلانی هیجانی و درمان شناختی بک دراین فرض سهیم است که هیجان های ناراحت کننده معمولا حاصل افکار ناسازگارانه هستند.بااین حال تفاوت هایی بین آن ها وجود دارد.درحالی که رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی در برملا کردن افکارغیر منطقی و به چالش طلبیدن آن ها صریح تر و مواجه ای تر است،خودآموزی مایکنبام بیشتر برکمک کردن به درمانجویان برای آگاه شدن از حرف زدن آن ها با خود تمرکز دارد.فرآیند درمان به این صورت اجرا می شود که به درمانجویان آموزش می دهند دستوراتی را که به خودش می دهد اصلاح کند.

 نیاز به مشاوره حضوری در خصوص ایمن سازی علیه استرس دارید ؟! 

اگر نیاز به مشاوره حضوری دارید می توانید با شماره ۰۹۱۲۰۳۴۶۰۱۱ با پزشک و روانشناس متخصص ٬ دکتر حسین موسی زاده  مستقیما تماس حاصل فرمایید و با نحوه مشاوره ایشان آشنا شوید ٬ در صورت تمایل به رزرو وقت ملاقات با منشی دفتر مورد نظر واقع در تهران و یا کرج با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ تماس حاصل فرمایید .

نیاز به مشاوره در منزل دارید ؟! 

اگر ترجیح می دهید که  مشاوره در منزل شما صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۱۲۰۳۴۶۰۱۱ تماس حاصل فرمایید .

نیاز به مشاوره تلفنی یا مشاوره تصویری دارید ؟! 

اگر ترجیح می دهید مشاوره بصورت آنلاین و تلفنی یا تصویری از طریق برنامه هایی نظیر Whatsapp , IMO , Skype و .. صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۳۵۸۹۰۸۸۱۹ تماس حاصل فرمایید

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Call Now Buttonدریافت وقت مشاوره