روانکاوی

طلاق و متغیرهای جمعیت شناختی

طلاق و متغیرهای جمعیت شناختی

متغيرهای جمعيت شناختی ميتواند نيمرخی از افرادی كه طلاق گرفته اند را در مقايسه با، كسانی كه در ازدواجهای سالم باقی مانده اند ايجاد كند، همچنين اين متغيرها با علتهای خاص داده شده برای شكست زناشويی نيز همبسته هستند. يكی از اين متغيرها «سن ازدواج» است.

ازدواج در سن پايين يك عامل خطر در ازدواج است، زيرا معمولاً همراه با منابع تحصيلی، مالی، شخصی و بين شخصی پايين است كه مب تواند دامنه ای از مشكلات زناشويی را همراه داشته باشد و به علاوه يافتن راه حلهايی برای تنشهای زناشويی را نيز محدود ميكند (كودك،1993 ،وايت، 1990.)كسانی كه در سنين پايين ازدواج ميكنند شايد به قدر كافی بالغ نشده اند كه نيازهای عاطفی خود را برآورد كنند و ارزشهای اين افراد نيز در طی زمان و با بزرگ شدن آنها تغيير ميكند و در نتيجه پس از مدتی منجر به احساساتی از ناسازگاری و ناهماهنگی بين اين زوجين ميشود (گاتمن،1994 ، ولرستين، 1996) در اين پژوهش مشخص شد كه بيشترين تعداد متقاضيان داراي سن بين ۲۰ تا ۳۰ و پس از آن سن زير ۲۰ سال بودند و كمترين تعداد دارای سن بالای ۴۰ سال بودند. اين يافته ها با پژوهش گاير (۲۰۱۰) بر روی مسلمان مطلقه آمريكايی، پژوهش انجام شده در دانشگاه يوآی ای (۲۰۱۰) بر روی زوجين اماراتی و پژوهش انجام شده بر روی زوجين مطلقه استراليايی (۱۹۹۹) هماهنگ است. در اين پژوهشها نيز مشخص شد كه بالاترين تعداد ها مطلقه متعلق به گروه سني ۴۰ تا ۲۰ سال بودند.

طلاق و متغیرهای جمعیت شناختی

متغير جمعيت شناختی

متغير جمعيت شناختی ديگر «مدت ازدواج » است. پژوهشها نشان دادهاند كه اكثريت طلاقها در ۵ سال اول زندگي اتفاق می افتد. در واقع سالهای اوليه ازدواج سالهاي بحرانی ازدواج است كه در آن اكثر تعارضاتی كه پايه ازدواج را می لرزاند اتفاق می افتد. البته برخی مشكلات نيز با پيشرفت ازدواج، بوجود می آيند، برای نمونه ارزشها و آرزوهای زوجين كه در طی زمان دگرگون می شوند و همسر ديگر پاسخگوی آن نيازها نمی تواند باشد. در اين پژوهش نيز مشخص شد كه بيشتر متقاضيان طلاق در ۵ سال اول زندگی زناشويی خود مراجعه كردند. اين مسئله نشان دهنده نياز همسران برای تلاش بيشتر جهت حمايت، تقويت و رشد ارتباط در اين سالها می باشد. متغير جمعيت شناختی ديگر «ميزان تحصيلات » است. سطوح بالاتر تحصيلات اغلب باعث ايجاد فرصتهای شغلی و درآمد بالاتر می شود كه اين مسائل نيز باعث فراهم شدن منابع شخصی، انتخابها و فرصتهای بهتر جهت زندگی می شود. تحصيلات پايين يكی از فاكتورهای مخاطره آميز در ازدواج است. در اين پژوهش مشخص شد كه اكثر متقاضيان طلاق، ديپلم و پس از آن زير ديپلم بودند و افراد بالای ديپلم كمترين تعداد متقاضيان را تشكيل می دادند. متغير جمعيت شناختی ديگر «اشتغال زنان » است. ادبيات پژوهش در قضاوت در مورد اين مسئله كه آيا شغل و درآمد زنان به ثبات روابط زناشويی آنان كمك می كند يا خود، مسئله ای برای تشويق به طلاق می شود متفاوت است مطالعات مختلفی نشان می دهند زنانی كه ساعات زيادی را به شغل خويش اختصاص می دهند احتمال بالاترب برای طلاق دارند. این مسئله ميتواند دلايل متعددی داشته باشد، برای نمونه اشتغال زنان سبب افزايش اعتماد به نفس، استقلال روانی – اجتماعی و استقلال مالي در آنان می شود و بنابراين، تصميم گيری برای طلاق را آسانتر می كند، همچنين اشتغال زنان شايد مخالف انتظارات سنتی نقش باشد كه بر نقش زنان
به عنوان خانه دار تأكيد می كند، لذا اين مسئله می تواند منجر به بروز اختلافات و رقابت بين زوجين شود يا تهديدی برای نقش شوهر به عنوان تأمين كننده اصلی زندگی باشد از طرفی برخی پژوهشها نشان دهنده سودمند بودن اشتغال زنان برای سلامت رابطه می باشند، زيرا موجب بدست آوردن حمايت اجتماعی و فرصتهايی برای موفقيت در آنان می شود و به علاوه چنانچه درآمد زنان برای تشكيل يك زندگی مستقل كافی نباشد اما باعث ايجاد يك درآمد اضافه برای زندگی شود، به وسيله افزايش انتخابها و كاهش فشارهای مالی و تنشهای بعدی آن در ارتباط از شكست ازدواج جلوگيری می كند. همچنين فعاليتهای شغلی می تواند به عنوان عاملی عمل كند كه اشتغالات ذهنی منفی زنان را كاهش می دهد و باعث افزايش حضور در جامعه، مهارتها و سازگاری اجتماعی در آنان می شود. در واقع با افزايش فعاليت های شغلی، توجه به خود و نشخوارهای فكری و وسواس گونه در زنان كاهش می يابد. در اين پژوهش مشخص شد اكثر زنان مراجعه كننده برای طلاق فاقد شغل بودند. اين يافته ها نيز با يافته های اونو (1998) و فاطمی و همكاران (2010) كه مشخص شد اشتغال زنان براي بهبود رابطه ميتواند مفيد باشد، همسو است. يك نكته قابل توجه در اين يافته ها اين بود كه اكثر متقاضايان طلاق قبل از مراجعه به دادگاه برای حل مشكل خويش به يك مشاور يا متخصص مراجعه نكرده بودند و البته درصدی از آنان نيز كه مراجعه به متخصص داشتند تنها يك يا دو جلسه و به تنهايی برای مشاوره مراجعه كرده بودند و اكثراً نيز زنان مراجعه كننده بودند.

اين مسئله نشان دهنده اين نكته است كه فرهنگ استفاده از مشاوره جهت حل مشكل در جامعه وجود ندارد و زوجين به محض بروز مشكل در زندگی زناشويی خود در جنگ قدرت افتاده و متوسل به اقدامات قانونی می شوند. اين يافته ها همسو با پژوهشهای ولكات و برنز (1968) می باشد. اين پژوهشگران معتقدند زنان بيش از مردان احتمال دارد در جستجوی كمك يا مشاوره برای حل مشكلات خويش باشند و البته دليلی كه ذكر می كنند اين است كه به طور فرهنگی، زنان شايد نسبت به مردان بيشتر آمادگی آشكار كردن احساسات خود را داشته و بدون از دست دادن عزت نفس خود راحتتر در جستجوی كمك در حل مشكلات خويش برمی آيند. يافته ديگر در اين پژوهش اين است كه زنان بيشتر متقاضی طلاق بودند.

اين نتايج نيز همسو با پژوهشهای ديگر در مورد طلاق است كه زنان بيشتر آمادگی ترك ارتباط را داشته يا متقاضی طلاق بودند. تحقيقات نشان داده با وجود اينكه زنان بيش از مردان در طلاق متضرر می شوند اما اكثر متقاضيان طلاق در بيشتر جوامع و موقعيتها، زنان هستند. دلايل متعددی برای اين مسئله وجود دارد. براي نمونه زنان نسبت به كيفيت های صميمانه روابط زناشويی، تمايل و حساسيت بيشتری دارند و البته به دليل متحمل شدن مسئوليتهای بيشتر برای وظايف خانه داری و بچه داری، بيشتر مستعد ترك يك رابطه غيرصميمانه می باشند، همچنين معمولاً همسری كه خواهان طلاق است شريك خود را مجبور می كند متقاضی طلاق باشد چون به اين ترتيب زيان كمتري از نظر قانونی متوجه او می شود، اين مسئله به ويژه در مورد زوجين ايرانی صادق است.

طلاق و متغیرهای جمعیت شناختی

مردان خواهان طلاق

اگرچه ممكن است مردان خواهان طلاق باشند اما به دليل مسائل مالی و مهريه ظاهراً متقاضی طلاق نمی باشند.مسئله ديگر مورد بررسی در اين پژوهش عوامل مشكل ساز از ديد زوجين مراجعه كننده برای طلاق بود. با توجه به عدم توانايی حل اختلاف، اولين عامل مشكل ساز از ديد زوجين بود، پس از آن حرفهای تحقيرآميز از جانب همسر و نارضايتی از روابط و عدم درك از جانب همسر، مشكل سازترين عوامل در بروز طلاق تلقی شد. اين عوامل جزء مهارتهای ارتباطی است. پژوهشها نيز مشخص كرده اند كه ۹۰% زوجين آشفته، ناتوانی در برقراری ارتباط و حل تعارض را به عنوان مشكل اصلی بيان ميكنند (گاتمن و لونسون،2000). اين مسئله، لزوم آموزش مهارتهای ارتباطی از جمله ابراز فعالانه محبت و ساير عواطف مثبت، چگونگی صحبت كردن و ابراز خواسته ها و به دنبال آن گوش كردن به حرف های همسر، بحث در مورد مشكلات و چگونگی حل اختلاف و تعارض را به زوجين قبل از درگير شدن آنان در تعاملات نامناسب و بدكاركرد مشخص می كند. نكته قابل توجه در بررسی عوامل مشكل ساز در اين پژوهش اين است كه از ديد مراجعان مرد (زوج) پس از عوامل ناتوانی در حل اختلاف و حرفهای تحقيرآميز از جانب همسر، دخالت والدين زوجه مهمترين عامل مشكل ساز تلقی شده است. اين مسئله نشان دهنده عدم تمايز دختران از خانواده های اصلی خود می باشد كه باعث بروز دخالت خانواده در زندگی زناشويی زوجين می شود. همچنين از ديد مراجعان زن (زوجه) پس از عامل ناتواني در حل اختلاف و عدم درك از جانب همسر، نحوه ابراز عشق و احساسات، مهمترين عامل مشكل ساز تلقي شده است، در حاليكه از ديد مراجعان مرد، اين عامل مرتبه نهم را در عوامل مشكل ساز دارا بود. اين مسئله نيز نشان دهنده نياز زنان به ابراز عشق و محبت كلامی و غيركلامی از جانب همسر و نياز به آموزش مردان برای ابراز عشق و محبت به طور صحيح به همسر خويش می باشد. عليرغم تأكيد فرهنگ اسلامی بر نحوه ابراز محبت به همسران و تأكيدات شديد در اين زمينه از طرف منابع اسلامی متاسفانه تحقق اين امر در ايران با مشكلاتی مواجه است. نكته مهم ديگر اين كه در اين پژوهش عدم رضايت از روابط جنسی مرتبه دهم را در عوامل مشكل ساز دارا می باشد و اين مسئله نشان دهنده اين است كه چنانچه زوجين بتوانند ارتباط عاطفی صحيح و رضايت بخشی با يكديگر برقرار كنند، رضايت جنسی نيز به دنبال آن ايجاد خواهد شد و روابط جنسی به تنهايی نمی تواند علت فروپاشی زندگی باشد. اين نتيجه با يافته های پژوهش انجام شده توسط انجمن خانواده استراليا هماهنگ است. در آن، پژوهش نيز مشخص شد كه تنها بخش كوچكی از پاسخ دهنده ناسازگاری جنسی را به عنوان علت اصلی طلاق ذكر كردند مسئله ديگر مورد بررسی در اين پژوهش بررسب علل طلاق می باشد. يافته های پژوهش نشان می دهد كه عدم مهارتهای ارتباطی نسبت به ساير علل طلاق، رتبه بالاتری داشته است. مهارتهای ارتباطی بخش مهمی از زندگی است كه در تلخ كاميها و شادكاميهای افراد نقش بسزايی دارد، اما در آموزشهای رسمی چيزی درباره آن گفته نمی شود. اكثر اختلافات و مشاجراتی كه در زندگی زناشويی رخ می دهند به علت فاصله گرفتن از اصول ارتباط صحيح رخ می دهند.

تعامل ضعيف

تعامل ضعيف، درك زوجين را از يكديگر كاهش ميدهد و باعث می شود همسران نتوانند از يكديگر حمايت كرده و برای ارضای نياز يكديگر تلاش كنند. الگوهای ارتباطی نامطلوب موجب می شود مسائل مهم رابطه، حل نشده باقی مانده و لذا اين مسائل غالباً منبع تعارضهای تكراری می شوند. به عبارتی تعاملات منفی با كاهش جنبه های مثبت ازدواج مانند رضايت، تعهد، دوستی و اعتماد در رابطه، احتمال طلاق را افزايش می دهد. از طرفی مهارتهای ارتباطی كه تواناييهای اختصاصي هستند به افراد كمك می كنند تا در پيامهايی كه به صورت نمادين به شخص ديگر می رسانند، با كفايت عمل كنند و احساسات مثبت و لذت بخشی در طرف مقابل ايجاد كنند (كارنی و برادبری، 2000). در واقع مهارتهای ارتباطی به افراد كمك می كند در موقعيتهای كشمك شزا، به جای استفاده از رفتارهای منفی و تشنج زا مانند انتقاد، سرزنش، طعنه، زخم زبان و … از شيوه های سازنده تری استفاده كنند و تعارضات موجود در رابطه را با به كارگيری روشهای مثبت و استفاده كمتر از تعاملات منفی مديريت كنند و فضايی ايجاد كنند كه در آن فرصت بيشتری برای خود افشايی و توافق در مورد مشكلات خانواده وجود دارد.

با توجه به يافته های پژوهش، پيشنهاد می شود همانند ساير آزمايشاتی كه قبل از ازدواج بايد انجام گيرد، مشاوره قبل از ازدواج نيز اجباری شده تا جوانان از خطرات و چالش هايی كه پس از ازدواج ممكن است با آن مواجه شوند، آگاه شده و مهارتهای ارتباطی و زناشويی لازم برای يك زندگی را فرا گيرند. همچنين با توجه به اينكه حضور زوجين پس از پيدايش اختلاف در دادگاهها و تشكيل پرونده عليه يكديگر سبب ايجاد جنگ قدرت بين آنها شده و رفع اختلاف و ايجاد سازش بين آنان بسيار مشكل می شود، پيشنهاد می شود زوجين قبل از هر گونه تشكيل پرونده قانونی ملزم به استفاده از مشاوره توسط افراد متخصص شوند و سپس اجازه تشكيل پرونده به آنان داده شود.

نیاز به مشاوره حضوری دارید ؟!

اگر نیاز به مشاوره حضوری دارید می توانید با شماره ۰۹۱۲۰۳۴۶۰۱۱ با پزشک و روانشناس متخصص ٬ دکتر حسین موسی زاده  مستقیما تماس حاصل فرمایید و با نحوه مشاوره ایشان آشنا شوید ٬ در صورت تمایل به رزرو وقت ملاقات با منشی دفتر مورد نظر واقع در تهران و یا کرج با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ تماس حاصل فرمایید 

نیاز به مشاوره در منزل دارید ؟!

اگر ترجیح می دهید که  مشاوره در منزل شما صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۱۲۰۳۴۶۰۱۱ تماس حاصل فرمایید

نیاز به مشاوره تلفنی یا مشاوره تصویری دارید ؟! 

 اگر ترجیح می دهید مشاوره بصورت آنلاین و تلفنی یا تصویری از طریق برنامه هایی نظیر Whatsapp IMO Skype و .. صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۳۵۸۹۰۸۸۱۹ تماس حاصل فرمایید.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
Call Now Buttonدریافت وقت مشاوره