روانکاوی

مثال هایی از عمل برخلاف هیجان

عمل برخلاف هیجان

در اینجا چند راه برای اقدام بر خلاف هیجان ارائه می‌شود. از این لیست به عنوان منبع الهام بخش ایجاد رفتارهایی مغایر با رفتار خود، یا زمانی که برای عمل برخلاف هیجان گیج می شوید، استفاده کنید.

هیجان و گرایش به عمل: رخوت

نمی‌خواهم کاری انجام دهم. هیچ نیرویی ندارم. برای همه چیز باید تلاش زیادی کرد. می‌خواهم فقط بنشینم و کاری نکنم.
عمل کردن بر خلاف آن.

لیستی از کارهایی که باید انجام دهم، تهیه می‌کنم. ترجیحاً کارهایی که موفقیت در آن آسان است و انجام آنها زیاد طول نمی کشد را می نویسم. می توانم کارهای کوچکی، مثل تمیز کردن اتاق با جاروبرقی، شستن ظرف ها و گذاشتن آنها سر جایشان، مرتب کردن کمد ها و غیره را انجام دهم. از خودم نمی پرسم که اکنون تمایل به انجام این امور دارم یا خیر، منتظر پیدا شدن انرژی نمی مانم. فقط مهم است که این کارها را انجام دهم و احساس خود را پس از اتمام لیست کوتاه پیش بینی کنم. روی اجرا و انجام کار تمرکز می کنم، نه کمبود انرژی فعلی. به نوع احساس خود پس از تکمیل تکالیف توجه می‌کنم ۔ احساس بعدی به جای احساس کنونی.

مثال هایی از عمل برخلاف هیجان

هیجان و گرایش به عمل: گوشه‌گیری

به نظر می‌رسد دوست ندارم با کسی تعامل داشته باشم. گوش دادن به حرفهای دیگران مستلزم همتی عظیم است که ما فاقد آن هستم. دیگران متوجه میزان افسردگی من می شوند و نمی خواهم اکنون مرا ببینند.
عمل کردن برخلاف آن.
به کسانی که مدتهاست با آنها صحبت نکرده ام، تلفن می کنم، لیستی از اتفاقاتی که از آخرین گفتگوی ما افتاده است، تهیه می‌کنم تا بتوانم در موردش با آنها صحبت کنم. همچنین لیست از چیزهایی که ممکن است از آنها بپرسم، تهیه می‌کنم. از این موضوع مطمئن می‌شوم که علاقه خود را به آن ها را نشان می دهم تا به آنها احساس اهمیت و دوست داشته شدن بدهد. هدیه دادن، حال من را بهتر می‌کند. با لحن خود، اشتیاق و علاقه ام را نشان می دهم. به یاد می‌آورم، تنها من مهم نیستم. تلفن کن ۔ آن را به تعویق نینداز. پس از اتمام، فرد دیگری را انتخاب و به او تلفن می‌کنم.

هیجان و گرایش به عمل: ترس از شکست

از تحویل پروژه به مدیرم می ترسم. از این می ترسم که به فریبکاری و بی لیاقتی متهم شوم.
عمل کردن برخلاف آن.
از دلایلی که باید فوراً پروژه را تحمیل دهم، لیستی تهیه می‌کنم. افکار و پیش‌بینی‌های منفی خود را مورد بررسی قرار می‌دهم. به طور مثال، این فکر منفی من نالایق هستم و پروژه من این را نشان می‌دهد، با اینکه فکر من ۵ سال است این شغل را دارم و مدیرم هنوز نگفته است، بی لیاقتم مورد تردید قرار می‌گیرد. به خود یادآوری می‌کنم، هدف، بی نقصی و کامل بودن نیست بلکه انجام کار اهمیت دارد. با تحویل پروژه و درخواست از مدیر برای بازنگری، در مسیر تکمیل کار هستم. تفکیک رفتار از احساس، سود بخش خواهد بود. به خود می گویم، می توانم کار کنم و ترس را تحمل نمایم. ترس احساس تازه‌ای نیست. قبلاً آن را تحمل کرده ام و الان هم تحمل خواهم کرد. به کار مشغول می شوم، به ترس توجه می کنم، نفس های عمیق می کشم و دوباره از توانایی خود برای کنترل ترس و انجام فعالیت، مطمئن می‌شوم.

سم-زدایی

هیجان و گرایش به عمل: ترس از طرد شدن

نمی خواهم برای سینما رفتن از کسی درخواست کنم، همراهم بیاید. آن‌ها زندگی خودشان را دارند و دوست ندارم نیازمند و نالایق به نظر برسم. اگر بگویند نه، احساس بدی پیدا می کنم. پس با اجتناب از درخواست، از خود محافظت می‌کنم. احساس تنهایی، بهتر از طرد شدن است.
عمل بر خلاف آن.
البته که دوست ندارم طرد شوم. چه کسی دوست دارد؟ ترس از طرد شدن طبیعی است، اما اجتماعی بودن و تلاش برای داشتن زندگی شاد، مهمتر است. من ترسم را می‌پذیرم ولی با شجاعت رفتار می کنم. علاوه بر این، درخواست همراهی برای رویدادی اجتماعی به معنای نیازمند بودن نیست ۔ این تمایلی عادی است. من عادی هستم. اگر بگویند نه، احساس ناامیدی خواهم کرد و روی احساس هایم کار خواهم کرد. این، پایان دنیا نیست. اگر بگذارم ترس هایم زندگی مرا کنترل کنند، احساس بدتری خواهم داشت. از سه نفری که می‌خواهم دعوت کنم لیستی تهیه می‌نمایم. اگر هر سه نفر، نه بگویند، به تنهایی خواهم رفت و بعد از لذت بردن از فیلم زخم های خود را التیام می دهم. الان به این سه نفر تلفن می‌کنم، زیرا پیش بینی همیشه بدترین چیز است. هر قدر بیشتر این کار را عقب بیندازم، ترسها بیشتر رشد می‌کنند. هر قدر بیشتر عمل کنم، ترسها کمتر خواهند شد.

هیجان و گرایش به عمل: احساس گناه

دیروز وقتی دوستم داشت احساس خود را بیان می‌کرد، مسخره اش کردم. اگر او چنین رفتاری با من کرده بود، احساس می کردم بی نهایت مورد توهین واقع شده ام. اما اگر عذرخواهی کنم، می‌داند چقدر حساس هستم و ممکن است کار من را تلافی کند. فقط باید دهان خود را ببندم و اوضاع را بدتر نکنم. از اینکه رفتارم نشان دهنده ارزش هایم‌ نیست، بسیار احساس گناه می کنم.
عمل بر خلاف آن. به طور حتم، احساس گناه می کنم و به خاطر تمسخر دوستم، گناه کارم. احساس گناه من منطقی است اما از آن خسته شده ام. می‌خواهم به او تلفن و از او عذرخواهی کنم. بگویم چه احساسی راجع به رفتارم دارم اجازه دهم در صورت تمایل، تلافی کند. من با آسیب، بهتر از احساس گناه روبرو می شوم. علاوه بر این حتی اگر آسیب ببینم، خودم را بیشتر دوست خواهم داشت. همین الان این کار را انجام می‌دهم قبل از آنکه جا بزنم، صرف نظر از اینکه تماس تلفنی چگونه خواهد بود، احساس بسیار بهتری درباره خودم خواهم داشت. تصمیم دارم مستقیماً با احساس گناه خود روبه‌رو شوم تا ذهنم مشغول آن نباشد.

هیجان و گرایش به عمل: احساس شرم

از اینکه هیچ دوست صمیمی ندارم، احساس شرم می کنم.
از اینکه هیچ همدمی ندارم احساس شرم می کنم و از تنهایی مهمانی رفتن خسته شده ام.
عمل بر خلاف آن. باید احساس شرم خود را بپذیرم اما به خود یادآوری می‌کنم خواستن یک همدم، طبیعی و قابل قبول است. نیاز داشتن الزاماً نباید به هیجان شرم منجر شود. به خاطر اینکه هیچ وقت نیاز هایم را تامین نمی کنم، باید خود را مورد سرزنش قرار دهم. به رفتن به مهمانی ادامه می‌دهم چون اگر در خود فرو رفته نباشم و سایرین را تجربه کنم، می توانم اوقات خوشی داشته باشم. تصمیم دارم به اکثر مهمانی هایی که دعوت می شوم، بروم. به خود یادآوری می کنم که تنها بودن شرم آور نیست و قواعد رفتار مخالف را به کار می بندم تا احساس شرم خود را کاهش و توانایی لذت بردن از موقعیت‌های اجتماعی را افزایش دهم.

هیجان و گرایش به عمل: افسردگی

اکثر اوقات، احساس اندوه می کنم. این عادلانه نیست، نمی‌دانم چرا وقتی دیگران مجبور به مبارزه با افسردگی نیستند، باید با آن مبارزه کنم. وقتی محیط باعث اندوه من نمی شود، احساس اندوه می کنم. در محل کار، غمگینم. در خانه و کنار خانواده، غمگینم. وقتی با دوستانم هستم نیز، اندوهگینم.
عمل برخلاف آن. بله، من اندوهگین و افسرده هستم، هیچ تردیدی در این باره وجود ندارد. اما من در خود فرو رفته هستم، اجازه نمی‌دهم توانمندی هایم و نقش های من در محل کار، بر من تاثیر بگذارد. در محل کار، غرق در افکارم می شوم، نمی گذارم دیگران روی من تاثیر بگذارند. همین اتفاق در خانه می افتد: از کارهای کوچکی که فرزندانم انجام می‌دهند، لذت نمی برم، ارزش چیزهایی که دارم شاید افراد بسیاری به آنها حسادت کنند، نمی‌دانم. وقتی با دوستانم هستم ابداً به آنها توجه نمی کنم. در ذهنم، به خودم فکر می کنم. من برخلاف این هیجان ها عمل می کنم. به سایرین توجه می‌کنم، افکارم را از خود دور می کنم، روی موارد مثبت متمرکز می‌شوم، به این دقت می‌کنم که چطور می توانم به دیگران کمک کنم تا احساس خوبی داشته باشند. به جای اندوه و غمگینی، به تفریح و شوخی فکر می‌کنم. وقتی توجهم دوباره به اندوه معطوف شود، با آن مقابله می‌کنم. از قواعد عمل بر خلاف هیجان، استفاده می‌کنم و قبل از اینکه موثر بودن یا نبودن آن را ارزیابی کنم، چند هفته آن را ادامه می‌دهم.

مثال هایی از عمل برخلاف هیجان

هیجان و گرایش به عمل: خشم

همه مرا ناراحت می کنند. همه بسیار خودخواه هستند، باید حواس خود را جمع کنم در غیر اینصورت، من را زنده زنده خواهند خورد. از این نوع زندگی خسته شدم، اما خشمم واقعی است و در حال بیشتر شدن است.
عمل برخلاف آن.
از اینکه دیگران آن طوری که من دوست دارم. رفتار نمی کنند، خشمگین هستم. عمل بر خلاف خشم، آرام بودن و پذیرش است. پس باید با نفس های عمیق، خودآرا می و افکار مثبت راجع به دیگران، در کاهش برانگیختگی خود، تلاش کنم. لازم است با دیگران به احترام رفتار کنم، حتی اگر از آنها احساس خشم و انزجار دارم. باید به گونه‌ای با دیگران
رفتار کنم که دوست دارم با من رفتار شود و دیگران را قابل اعتماد بدانم حتی اگر قبلاً درباره آنها تردید داشته ام. به جای تلاش برای محافظت خود در برابر دیگران، روی احساسی که می‌خواهم ایجاد کنم تمرکز می کنم. می دانم این کار واقعا دشوار است، اما قبل از اینکه موثر بودن یا نبودن آن را ارزیابی کنم، چند هفته آن را ادامه می‌دهم.

هیجان و گرایش به عمل: احساس بی لیاقتی

همیشه خود را حقیر به حساب می‌آورم و در مورد خودم منفی بافی می کنم. علاوه بر اینکه، این افکار را در ذهنم مرور می کنم، آنها را به دیگران هم بازگو می‌کنم.
عمل بر خلاف آن.
عمل بر عمل خلاف تحقیر خود، تمجید از خود است. این کار سخت است ولی می خواهم با دیگران در این مورد صحبت کنند که چه کارهایی را خوب انجام می‌دهم، به چه چیزهایی مباهات می‌کنم و چه چیزهایی برایم اهمیت دارد. تصمیم دارم بیشتر چیزهای درست را به خودم یادآوری کنم تا چیز های غلط. می خواهم به جای نشان دادن نومیدی و بی لیاقتی، اعتماد به نفس خود را نشان دهم.

نیاز به مشاوره حضوری دارید ؟!

اگر نیاز به مشاوره حضوری دارید می توانید با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ با پزشک و روانشناس متخصص ٬ دکتر حسین موسی زاده  مستقیما تماس حاصل فرمایید و با نحوه مشاوره ایشان آشنا شوید ٬ در صورت تمایل به رزرو وقت ملاقات با منشی دفتر مورد نظر واقع در تهران و یا کرج با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ تماس حاصل فرمایید 

نیاز به مشاوره در منزل دارید ؟!

اگر ترجیح می دهید که  مشاوره در منزل شما صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ تماس حاصل فرمایید

نیاز به مشاوره تلفنی یا مشاوره تصویری دارید ؟! 

 اگر ترجیح می دهید مشاوره بصورت آنلاین و تلفنی یا تصویری از طریق برنامه هایی نظیر Whatsapp IMO Skype و .. صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ تماس حاصل فرمایید.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
Call Now Buttonدریافت وقت مشاوره