• ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸
  • تهران و کرج

درمان افسردگی و  اضطراب بدون دارو

 

درمان افسردگی

داشتن نگرانی و اضطراب، به صورت گاه به گاه جای نگرانی ندارد. اما اگر به گونه ای دچار اضطراب می شوید که زندگی فردی، اجتماعی و سلامت عمومی بدنتان به خطر می افتد باید توسط پزشک بررسی شوید. در این شرایط گفته می شود که فرد دچار یکی از بیماری های روانی به نام اختلال اضطراب است. اختلالات اضطرابی ممکن است به علائم فیزیکی مانند بی خوابی و سردرددامن زده و انجام وظایف و عملکردهای روزانه را برای فرد دشوار کند. در ادامه این مطلب مجله پیام سلامت می خواهیم در مورد ۵ اختلال اضطراب شایع و روش های درمان آن ها با شما صحبت کنیم. با ما همراه باشید.

 

رایج ترین انواع اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی نوعی از بیماری های روانی جدی هستند. کسانی که با این اختلالات درگیر می باشند، ترس و نگرانی شدید و دائمی دارند که ممکن است زندگی آن ها را فلج کند. انواع مختلفی از اختلالات اضطرابی وجود دارد و هر یک می تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد.

 

علل اختلالات اضطرابی

کارشناسان در مورد علت دقیق اضطراب هنوز مطمئن نیستند. آنها همچنین نمی دانند، که آیا سایر بیماری های روانی به این اضطراب دامن می زند، یا یک اختلال اضطرابی می تواند نتیجه تربیت نادرست، نقص شخصیت یا ضعف شخصی باشد. داشنمندان توانسته اند با مطالعات مختلف روی بیماری های روانی و جمع آوری نتایج آن به این شواهد دست پیدا کنند که این اختلال با توجه به علل متعددی از جمله استرس های محیطی و تغییراتی در مغز ایجاد می شود.

 

عمده ترین علل ایجاد اختلالات اضطرابی از دید دانشمندان عبارتند از:

مشکلات مغز یا عصب: اختلالات اضطرابی ممکن است از مشکلاتی در مدارهای مغز که مسئول تنظیم احساساتی از جمله ترس هستند، ناشی شوند.

استرس: استرس طولانی مدت و یا شدید ممکن است در کارکرد سلول های عصبی در مدارهای مربوطه به جا به جایی اطلاعات بین مناطق مختلف مغز، تغییر ایجاد کند. برخی از افرادی که از اختلالات اضطرابی خاصی رنج می برند، دچار تغییراتی در ساختار مغز می شوند. بیشتر این تغییرات در ساختارهایی در مغز رخ می دهند که مسئول نگهداری خاطرات و کنترل احساسات قوی هستند.

ژنتیک: اختلالات اضطرابی معمولا در خانواده شیوع دارد. به این معنی که آنها ممکن است از والدین به کودک منتقل شوند.

عوامل محیطی: وقایع مهم یا آسیب زا نیز می تواند اختلالات اضطرابی را در افرادی که از نظر مادرزادی حساسیت بیشتری دارند ایجاد کنند.

 

نحوه مدیریت اختلالات اضطراب

برای مدیریت انواع اختلالات اضطرابی می توان از روش های درمان زیر استفاده کرد:

 

روان درمانی

 

در روان درمانی، شما با یک درمانگر به منظور کاهش علائم اضطراب همکاری می کنید. این درمان معمولا برای کاهش اختلال اضطراب منتشر موثر است. یکی از اشکال موثر روان درمانی برای اختلال اضطرابی، درمان شناختی رفتاری است. در این روش که معمولا یک درمان کوتاه مدت است بیمار مهارت های خاصی را یاد گرفته که به او در کنترل فعالیت هایی که قبلا موجب ایجاد اضطراب می شد، کمک می کند. این مهارت ها موجب می شوند که وقتی در موقعیت خاص ایجاد کننده اضطراب قرار می گیرید، علائم کاهش پیدا کنند.

 

داروها

 

انواع مختلفی از داروها وجود دارند که برای درمان اختلالات اضطرابی استفاده می شوند. اما هرگز نباید از آن ها به صورت خودسرانه استفاده کرد. پزشک می تواند با توجه به خطرات، منافع و عوارض جانبی بالقوه این دارو ها از آن ها برای درمان اضطراب شما استفاده کند. داروهای ضد افسردگی معمولا اولین گزینه برای درمان هستند.

 

رفتار درمانی

 

در این روش درمانی بر روی تغییر رفتاری که موجب آسیب می شوند کار می شود. به عنوان مثال در ترس، پاسخ یا رفتاری وجود دارد که برای شما مضر است. بنابراین درمانگر بر روی ایجاد تغییر در این پاسخ ها تمرکز دارد. این روش متکی بر تکنیک های متعددی است که بر اساس شرایط تبیین می شود.

 

نکاتی در مورد کنترل اضطراب

اگر چه معمولا نمی توان به تنهایی از اختلالات اضطرابی جلوگیری کرد. اما می توان با کمک روش های زیر علائم آن را کنترل کرد و یا کاهش داد:

کاهش یا متوقف کردن مصرف کافئین و مواد غذایی که دارای کافئین هستند.قبل از مصرف داروهای گیاهی یا داروهای ضد درد با پزشک مشورت کنید. زیرا این درمان ها ممکن است علائم اضطراب را بدتر کنند.اگر به طور منظم افکار اضطرابی بدون علت مشخص دارید، حتما از مشاوره کمک بگیرید.خواب کافی می تواند در کنترل علائم اضطراب مفید باشد. اگر خواب کافی ندارید در این مورد از پزشک کمک بگیرید.از لحاظ جسمی فعال باشید. زیرا ورزش برای کاهش استرس و همچنین علائم اختلال اضطرابی مفید است. ورزش خلق و خوی را بهبود می دهد. اما شروع آن باید به آرامی انجام شود.وعده های غذایی سالم مصرف کنید. زیرا غذا نیز ممکن است اضطراب را کاهش دهد

 

اختلال افسردگی اساسی (به‌انگلیسی: Major Depressive Disorder) یا به اصطلاح «افسردگی» ،اختلالی است که مشخصه اصلی آن، داشتن حالت پریشانی در وضعیت‌ها و موقعیت‌های مختلف به مدت حداقل دو هفته می‌باشد. افسردگی معمولاً همراه با علائمی مثل عدم اعتماد بنفس، بی علاقگی نسبت به انجام فعالیت لذت بخش، بی حالی و احساس درد بدون دلیل می‌باشد. همچنین در مواردی، فرد افسرده ممکن است معتقد به تفکراتی غلطباشد یا چیزهایی ببیند یا بشنود که دیگران قادر به احساس آنها نیستند. بر اساس رویکرد طب سنتی و نظریه اخلاط علائم غلبه خلط بلغم یا سودا! با مطالعه ای تطبیقی بین منابع طب سنتی و کتب مرجعی چون DSM، کاپلان و … مشابهت‌های فراوانی گزارش گردیده، بلغم علائمی چون :سفیدی رنگ، نرمی و سردی پوست، کندی حواس و زیاد شدن خواب، فراموشی و کند فهمی، ضعف هضم و آروغ، درد در ناحیه کمر و بین دو کتف- قلنج، زیاد شدن اب دهان، حساسیت به صدا و تحریک پذیری، پرخاشگری، میل کاذب به شیرینی جات مصنوعی ترشحات پشت حلقPND, عدم تمرکز و … سودا: سیاهی پوست اطراف چشم‌ها به خصوص زیر چشم، افکار منفی تکرار شونده، خواب سبک و بیداری در عین بسته بودن چشم‌ها (لازم است ذکر شود تشخیص‌ها باید حتماً توسط یک پزشک طب سنتی یا روانشناس بالینی – سلامت یا روانپزشک آموزش دیده طب سنتی و مزاج شناسی صورت گیرد) بعضی از بیماران، به نوعی افسردگی بازگشتی مبتلا هستند. به این معنا که فرد، دوره‌هایی از افسردگی را تجربه می‌کند که ممکن است بین هر دوره سال‌ها فاصله باشد. شایان ذکر است که اختلالات افسردگی می‌تواند تأثیرات بسیار منفی ای بر شخصیت فرد، کار یا زندگی تحصیلی و نیز وضعیت خواب، عادت‌های غذایی و سلامت عمومی او داشته باشد و همین عوارض مراجعه به موقع به روانشناس و روان پزشک را در صورت مشاهده علائم به امری ضروری تبدیل می‌کند. طبق آمارگیری‌های صورت گرفته بین ۲ تا ۷ درصد بالغین افسرده جان خود را بوسیله خودکشی می‌گیرند و بیش از ۶۰٪ افرادی که بوسیله خودکشی جان خود را از دست می‌دهند، مبتلا به افسردگی حاد یا دیگر اختلالات خلقی می‌باشند.

 

اختلال افسردگی اساسی

 

تصور می‌شود، علت اصلی بروز افسردگی عوامل ژنتیکی، محیطی و فاکتورهای روانشناسی باشد. همچنین عواملی مثل سابقه خانوادگی، تغییرات اساسی در زندگی، بعضی دارودرمانی‌ها، مشکلات مزمن سلامتی و سوء مصرف مواد مخدر، می‌توانند احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش دهند. البته در ۴۰٪ موارد، عامل ژنتیک، عامل اصلی ابتلا برآورد شده است. تشخیص افسردگی کاملاً بر پایه تجربیات گزارش شده خود فرد وبررسی‌های وضعیت شناختی می‌باشد و هیچ تست آزمایشگاهی برای تشخیص سریع آن وجود ندارد. اما در مواردی، آزمایش‌هایی برای رد حالات فیزیکی خاصی که ممکن است علائم مشابهی را بوجود آورند انجام می‌گیرد. ذکر این نکته نیز مفید است که بین افسردگی و غم که بخشی عادی از زندگی بوده و خفیف تر است تفاوت وجود دارد و بایستی بین این دو تمایز قائل شد.

معمولاً، مبتلایان به افسردگی بوسیله مشاوره، روان درمانی و دارو درمانی، داروهای ضدافسردگی تحت درمان قرار می‌گیرند. البته به تازگی با کمک از علم مزاج شناسی موفقیتهای درمانی فراوانی گزارش می‌شود درمان بوسیله دارو، مؤثر بنظر می‌رسد اما تأثیر آن ممکن است فقط در حالات حاد بیماری احساس شود، دارو درمانی فقط به جهت رساندن بیمار به حالت پایدار stable و پایا می‌تواند مفید باشد و حتماً در کنار دارو درمانی روان درمانی توسط روانشناس متخصص مورد نیاز است. استفاده بلند مدت دارو بدون روان درمانی با شکست فرایند درمان مواجه خواهد شد  اما اینکه می‌تواند برا احتمال خودکشی تأثیرگذار باشد یا خیر، معلوم نیست. مشاوره‌های درمانی نیز بصورت رفتار درمانی شناختی وروان درمانی بین فردی انجام می‌شود. در صورتی که روش‌های نامبرده تأثیرگذار نباشند، شوک درمانیممکن است امتحان شود و در مواردی که خطر صدمه رسانی به خود وجود دارد، ممکن است علی‌رغم تمایل فرد، او را بستری کنند.

 

تقریباً ۲۵۳ میلیون نفر(۳٫۶٪)در سراسر جهان در سال ۲۰۱۳ مبتلا به افسردگی اساسی بوده‌اند. درصد افرادی که حداقل یکبار به این بیماری مبتلا شده‌اند از ۷٪ در ژاپن تا ۲۱٪ در فرانسه متغیر است. نرخ طول عمر در کشورهای توسعه‌یافته (۱۵٪) بیشتر از کشورهای در حال توسعه(۱۱٪) می‌باشد که این به نوبه خود طول دوره‌های افسردگی را مخصوصاً در دوره‌های بازگشت یافته بیشتر می‌کند. شایع‌ترین دوره ابتلا، دهه ۲۰ یا ۳۰ زندگی می‌باشد.تعداد ابتلاها در زن‌ها نیز دو برابر مردان گزارش شده.

انجمن روان‌پزشکی آمریکا، «افسردگی اساسی» را در سال ۱۹۸۰ به مجموعه راهنمای تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی، معروف به DSM-III اضافه نمود که در واقع انشعابی از روان‌نژندیافسردگی در DSM-II می‌باشد که در آن افسردگی با علائمی همچونافسرده‌خویی و اختلال در سازگاری با حالت پریشانی ناشی از افسردگی مرتبط

دانسته شده بود. با توجه به منابع و آثار دانشمندانی چون ابوعلی سینا در طب سنتی و بر اساس علم مزاج شناسی افزایش خلط سودا باعث به وجود آمدن اختلال افسردگی اساسی می‌شود و در سبب شناسی و چرایی افزایش خلط سودا مباحث اصول تغذیه سالم در طب سنتی مطرح است، جمله معروف حکیم و استاد عالی قدر طب ابو علی سینا: غذای شما دوای شماست و دوای شما غذای شماست.
علل بروز

 

علل زیست شناختی و ژنتیک: شیوع افسردگی در دوقلوهای تک‌تخمکی ۶۵ درصد و در سایر دوقلوها ۱۴–۱۹ درصد است که نقش عامل‌های ژنتیک را مشخص می‌کند. محققین چند ژن را که ممکن است با اختلالات دو قطبی مربوط باشند را مشخص کرده‌اند، آنان به دنبال ژن‌هایی می‌گردند که با سایر اشکال افسردگی مرتبط باشند. اما همه افرادی که سابقه فامیلی افسردگی را دارند به این اختلال دچار نمی‌شوند. سروتونین و سایر نوروترانسمیترها: وجود اختلال نوروترانسمیتری در سطح سیناپس‌ها را در بیماران افسرده مشاهده کرده‌اند. علاوه بر سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین در بیماران افسرده اختلال دارند.داروها: استفاده طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت کنترل فشار خون استفاده می‌شوند، قرصهای خواب یاقرصهای پیشگیری از بارداری می‌توانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند. مصرف قرص‌های ضد بارداری تأثیر مستقیم در افسردگی زنان دارد .بیماریها: ابتلاء به یک بیماری مزمن، مثل بیماری قلبی-عروقی،سکته مغزی، دیابت، سرطان و آلزایمر یا میگرن باعث می‌شود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد. مطالعات، یک ارتباط ثابت نشده بین افسردگی و بیماری قلبی را نشان می‌دهند[نیازمند منبع]. افسردگی در بسیاری افرادی که حمله قلبی داشته‌اند اتفاق می‌افتد. افسردگی درمان نشده می‌تواند شما را در خطر بیشتری برای مرگ در سال‌های اول پس از سکته قلبی قرار دهد. ابتلاء به کم‌کاری تیروئیدحتی اگر خفیف باشد هم می‌تواند باعث بروز افسردگی شود.

 

سبب شناسی بر اساس منابع طب سنتی و نظریه اخلاط: از نگاه تغذیه در طب سنتی، مصرف برخی از غذاها به دلیل عدم هماهنگی مزاج نوع ان ماده غذایی با مزاج فصل و مزاج ان فرد مصرف‌کننده ان ماده غذایی، باعث کم‌کاری غده تیروئید شده و کم‌کاری تیروئید کاهش ترشح تیروکسین و در نتیجه ضعف غده فوق کلیه و ترشحات ان می‌شود

 

علل روانی اجتماعی (psychosocial)

 

از دست دادن نزدیکان، ممکن است به افسردگی بینجامد

استرس: وقایع پراسترس زندگی، به ویژه از دست دادن یا تهدید به از دست دادن یک فرد محبوب یا شغل می‌تواند محرک افسردگی باشد.عوامل اجتماعی: نارضایتی از جامعه و عوامل روانی مرتبط با اجتماع نیز می‌توانند نقش داشته باشند.شخصیت: صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین ووابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرسها می‌تواند فرد را مستعد افسردگی نماید. شخصیتی وسواسی، منظم و جدی،کمال‌گرا، یا شدیداً وابسته نیز احتمال ابتلاء به افسردگی را افزایش می‌دهند.شکست در زندگی: شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران می‌تواند باعث بروز افسردگی شود، مرگ یا فقدان یکی از عزیزان، از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)، تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید،انجام بعضی از اعمال جراحی مثل برداشتن پستان به علتسرطان، گذر از یک مرحله از زندگی به مرحله‌ای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی. بیماری‌های روانی:اضطراب، عقب‌افتادگی ذهنی، فراموشی،اختلال خوردن و سوء مصرف مواد.

 

شیوع

 

شیوع این بیماری در زنان دوبرابر مردان است. در مردان میزان ابتلاء ۵–۱۲ درصد و در زنان ۱۴–۱۹ درصد است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.

 

همه گیری شناسی اختلال افسرده خویی

 

الگوی خانوادگی: این اختلال در میان بستگان بیوژنیک درجه اول مبتلایان به اختلال افسردگی عمده شایعتر از کل جمعیت هست.

ویژگی وابسته به سن و جنس: در کودکان ظاهراً در هر دو جنس به یک اندازه روی می‌دهد و اغلب به اختلال در عملکرد تحصیلی وروابط اجتماعی منجر می‌شود. در سن بالا، احتمال بروز در زنان دو تا سه بار بیشتر از مردان هست.

دوره یا سیر: این اختلال اغلب شروعی زود رس و ناگهانی دارد و همچنین سیر آن مزمن هست. مدت متوسط این اختلال پنج سال هست. اما می‌تواند بیست سال یا بیشتر به درازا بکشد. اگر این اختلال مقدم بر شروع اختلال اساسی باشد احتمال بهبود خود به خودی کامل دوره‌ای بین دوره‌های افسردگی عمده کمتر می‌شود و احتمال بیشتر شدن فراوانی بروز دوره‌های آینده بیشتر می‌شود. گرچه میزان خود به خودی این اختلال ممکنه حدود ده درصد در سال باشد، اما شواهد حاکی از این هست که با درمان فعال نتایج بهتِری به دست بیاید.

شیوع: شیوع کلی یا مادام العمر این اختلال تقریباً شش درصد و شیوع نقطه‌ای یا مقطعی تقریباً سه درصد است.
علائم

 

شناخت علائم هشدار دهنده افسردگی، می‌تواند در شناخت بهتر این بیماری به ما کمک کند. – پایین آمدن میزان

 

انرژی و فعالیت

 

کاهش انرژی: اولین نشانه افسردگی این است که شخص انرژی گذشته را ندارد و زودتر از گذشته خسته می‌شود و ترجیح می‌دهد بعد از کار استراحت کند تا اینکه به فعالیت تفریحی یا ورزش بپردازدخستگی: دومین نشانه افسردگی. خستگی جسمی و بدنی است. حتی با وجود خواب و استراحت کافی، همچنان احساس خستگی می‌کند و نمی‌تواند فعالیت جدیدی را شروع کندکم شدن فعالیت: این ممکن است در نتیجه کاهش انرژی، خستگی و سستی و رخوت باشد یا آن که مستقل از این عوارض باشد. به هر حال، اگر سطح فعالیت‌های معمولی فرد شروع به کاهش کند این ممکن است از علائم افسردگی باشد.بیخوابی یا پرخوابی: بارزترین علامت افسردگی بی‌خوابی است: خوب نخوابیدن، کابوس دیدن و صبح زود از خواب بیدارشدن. با این وجود پر خوابی هم می‌تواند نشانه افسردگی باشد. بی‌خوابی و پرخوابی هر دو می‌تواند کارکرد روزانه شما را مختل کندفقدان شادی و لذت: شخص دچار افسردگی به کارهایی که قبلاً از آن لذت می‌برده علاقه‌ای نشان نمی‌دهد و تقریباً هیچ چیزی او را شاد وسر حال نمی‌کندگوشه گیری: فرد افسرده علاقه به حضور در اجتماع و جمع‌های خانوادگی ندارد و ترجیح می‌دهد تنها در خانه بماند

 

۲- تغییرات جسمی یا فیزیکی

 

افسردگی نه تنها بر ذهن و مغز افراد تأثیر مخرب می‌گذارد بلکه علائم جسمانی مهمی نیز دارد. مانند:

دردهای نامشخص: افراد افسرده برای مقابله با استرس و نگرانی به میزان زیادی هورمون کورتیزول ترشح می‌کنند؛ که این باعث ایجاد دردهای عمومی در بدن می‌شود.بی اشتهایی یا پراشتهایی: در افراد افسرده بی اشتهایی بسیار شایع است زیرا از هیچ چیز همچنین از غذا لذت نمی‌برند و همچنین افراد افسرده فعالیت زیادی ندارند که اشتهای کافی به غذا داشته باشند بعضی از افراد افسرده هم از غذا بعنوان مسکّن استفاده می‌کنند. زیرا باعث افزایش سطح سروتونین می‌شود که تا حدی در کاهش احساس افسردگی نقش دارد.بیقراری یا کندی روانی-حرکتی: بی‌قراری روانی- حرکتی عبارت است از افزایش فعالیت، بیشتر به دلایل ذهنی تا جسمی. نشانه‌های متداول آن شامل قدم زدن، پیچاندن یا فشار دادن دست‌ها، با انگشت روی میز زدن یا کف پا را به زمین زدن و سایر رفتارهای بدون وقفه مشابه است. کندی روانی-حرکتی برعکس، به آهستگی فعالیت‌های فکری و جسمی اشاره دارد. در این حالت، کارهای معمولی مانند مسواک زدن یا غذاخوردن ممکن است به صورتی غیرعادی کند و با طمأنینه انجام شوند.

 

۳- نشانه‌های هیجانی

 

ناراحتی طولانی و دراز مدتگریه بی وقفهاحساس گناهکم شدن اعتماد به نفسناامیدیاحساس بی‌ارزشی

 

۴- واکنش‌های روانی شدید

 

تحریک‌پذیری و پرخاشگری: افسردگی شدید باعث می‌شود افراد بخاطر یک موضوع بی‌اهمیت و کوچک شدیداً ناراحت و پرخاشگر شده و مدتها خود و دیگران را سرزنش کنند.اضطراب و نگرانی. افسردگی سبب اضطراب شده و هر موضوعی باعث نگرانی و استرس آنها می‌شود مثل شرکت در امتحان ماندن در صف دیر رسیدن سر کارو……..بدبینی:افسردگی سبب می‌شود. افراد افسرده نسبت به زمین و زمان بدبین هستند و حس کنند دیگران قصد آسیب رساندن به آنها را دارندایرادگیری از خود: از علایم افسردگی این است که این افراد مدام از خود و تواناییهایشان ایراد می‌گیرند و حس می‌کنند قادر به رقابت با دیگران نیستند

 

۵- الگوهای فکری اشتباه

 

۱-عدم تمرکز: در افسردگی شخص تمرکز خود را از دست می‌دهد و ممکن است در حین رانندگی و مطالعه مدتها در یک فکر منفی غوطه ور شود ۲-عدم تصمیم‌گیری: افسردگی سبب می‌شود شخص خود را قادر به تصمیم‌گیری نداند و در موارد بی‌اهمیت نیز از دیگران مشورت بخواهد ۳-ضعق حافظه: افسردگی بر حافظه تأثیر منفی می‌گذارد به طوریکه ممکن است شخص چیزی که گفته، شنیده یا خوانده است را بزودی فراموش کند. نشانه‌های افسردگی

۶- درگیری فکری با مرگ

 

فکر مرگ: افسردگی سبب می‌شود فرد بیش از حد به مرگ فکر کند و زندگی را پوچ و بی‌ارزش بداندفکر خودکشی: افراد افسرده به دلیل شرایط بد و عدم توانایی در تغییر شرایط بسیار به فکر خود کشی می‌افتند و گاهی هم به آن اقدام می‌کنند

در صورت بروز این نشانه‌ها یا تعدادی از آنها، به روانشناس مراجعه کرده و نسبت به درمان افسردگی اقدام کنید و زندگی بهتری برای خود بسازید.

 

محتوی تفکر

۶۰ درصد بیماران افسرده فکر خودکشی دارند و نزدیک به سه درصدشان دست به خودکشی می‌زنند. حس نافذ نومیدی، احساس گناه به خاطر چیزهای کم‌اهمیت یا خیالی، احساس بی‌ارزشی وتوهمات و هذیانهای نیست‌انگارانه و نشخوار ذهنی وسواسی در بسیاری از آن‌ها آشکار است.
نظام حسی حواس پرتی، دشواری در تمرکز، اختلال حافظه، گیجی و گاه اختلال در تفکر انتزاعی (به‌ویژه در سالمندان) شایع است.
وضعیت ظاهر غمگینی، گریه بی‌دلیل، از دست دادن علاقه و ناتوانی از لذت بردن، بی‌حالی و خستگی، بی‌قراری، زودرنجی، مشکلات خواب (شامل دشواری در خوابیدن، خواب زیاد و ناراحت) زیاد مشاهده می‌شود.کندی یا برعکس تحریک پذیری روانی حرکتی و بی‌توجهی به ظاهر شخصی بسیار شایع است. تکلم خودانگیخته کم یا به کلی غایب است. مکث‌های طولانی در کلام، استفاده از واژگان تک‌سیلابی و صدای آهسته و یکنواخت از ویژگی‌های گفتاری معمول است.
ملاک‌های DSM-IV-TR در مورد افسردگی اساسی
الف) حداقل پنج تا از علایم زیر همزمان در یک دورهٔ دو هفته‌ای وجود داشته باشد و نشانهٔ تغییری در کارکرد قبلی باشد؛ حداقل یکی از علایم یا خلق افسرده باشد، یا بی علاقگی و بی لذتی.نکته: علایمی را که به وضوح از بیماری طبی عمومی ناشی شده است و نیز هذیانها و توهمهای ناهماهنگ با خلق را منظور نکنید.خلق افسرده دراکثر اوقات روز و تقریباً همه روزها، چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش (مثلاً احساس کند غمگین است، یا احساس پوچی کند)، چه طبق مشاهدهٔ دیگران (مثلاً بگویند گریان به نظر می‌رسد). نکته: در اطفال و نوجوانان می‌تواند به صورت خلق تحریک پذیر (irritable) باشد.کاهش واضح علاقه‌مندی یا لذت بردن از همه یا تقریباً همهٔ فعالیت‌ها، اکثر اوقات روز و تقریباً همه روزها (چه طبق گزارش خود بیمار از احساس ذهنیش، چه بنا بر مشاهدات دیگران).کاهش چشمگیر وزن بدون اجرای برنامه (رژیم) خاصی برای لاغری، یا افزایش وزن (مثلاً تغییر وزن بدن بیش از پنج درصد در عرض یک ماه)، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریباً همهٔ روزها. نکته: در کودکان نرسیدن به وزن قابل انتظار را باید در نظر گرفت.کم خوابی یا پر خوابی به طور تقریباً هر روزه.سرآسیمگی یا کندی روانی-حرکتی در تقریباً همه روزها (برای دیگران مشهود باشد، نه اینکه فقط خود بیمار احساس ذهنی بی قراری یا کند شدن را گزارش کند).احساس خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً همه روزها.احساس بی‌ارزشی یا احساس گناه مفرط یا نا متناسب (که حتی ممکن است هذیانی باشد) تقریباً هر روز (صرف ملامت نفس یا احساس گناه به خاطر بیمار بودن کافی نیست).کاهش قدرت تفکر یا تمرکز، یا احساس بلاتصمیمی، تقریباً هر روز (چه طبق گزارش بیمار از احساس ذهنی خود، چه بنا بر مشاهده دیگران).افکار عود کننده دربارهٔ مرگ (نه فقط ترس از مردن)، فکر مکرر خودکشی بدون هیچ نقشه خاصی، اقدام به خودکشی، یا داشتن نقشه‌ای معین برای انجام خودکشی.ب) علایم مذکور واجد ملاک‌های دوره مشترک نباشد.پ) علایم از نظر بالینی رنج و عذاب چشمگیری برای بیمار ایجاد کرده باشد یا کارکردهای او را در حوزه‌های اجتماعی، شغلی، یا سایر حوزه‌های مهم زندگی مختل کرده باشد.ت) علایم ربطی به اثرات جسمی مستقیم یک ماده (مثلاً ماده‌ای که مورد سوء مصرف قرار می‌گیرد، یا دارو) یا یک بیماری طبی عمومی (مثل کم‌کاری تیرویید) نداشته باشد.ث) داغدیدگی، توجیه بهتری برای علایم نباشد، یعنی به دنبال از دست رفتن فرد محبوب، علایم بیش از دو ماه طول کشیده باشد، یا مختل شدن واضح کارکردها، اشتغال ذهنی شدید با احساس بی‌ارزشی، فکر خودکشی، علایم روانپریشی، یا کندی روانی- حرکتی به شکل مشخص وجود داشته باشد.
نشانه‌های افسرده خویی
۱-وجود خلق افسرده در بخش بیشتر روز و در بیشتر روزها به مدت حداقل دو سال.
۲-در حالت افسردگی دو یا چند مورد از نشانه‌های زیر وجود دارد: کم اشتهایی یا پِر اشتهایی. بی خوابی یا کم خوابی. کمبودنیرو یا احساس خستگی. عزت نفس پایین. تمرکز کم یا اشکال در تصمیم‌گیری. احساس درماندگی. سردرد، گرفتگی عضلات یا مشکلات گوارشی.
۳-طی این دوره دو ساله آشفتگی (یک سال در مورد کودکان و نوجوانان) شخص اصلاً به مدت بیش از دو ماه در یک نوبت بدون نشانه‌های موجود در ملاک‌های بند یک و دو هست.
۴-در طی دو سال اول آشفتگی (یک سال در مورد کودکان و نوجوانان) دوره افسردگی عمده وجود نداشته.
۵-هرگز یک دوره مانیک، یک دوره مختلط، یا یک دوره هیپومانیک وجود نداشته و هرگز ملاک‌های تشخیصیاختلال ادواری خویی وجود نداشته‌است.
۶-این اختلال منحصراً در طی دوره یک اختلال روان پریشی مزمن، مثل اسکیزوفرنیا یا اختلال هذیانی پیدا نمی‌شود.
۷-نشانه‌ها، پریشانی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی را در کارکرد اجتماعی، کاری، یا بقیه زمینه‌های مهم کارکرد باعث می‌شوند
خصوصیات مرتبط با سن
افسردگی در سنین مختلف ممکن است خصوصیات متفاوتی داشته باشد. در دوران پیش از بلوغ شکایات جسمی، توهمات شنوائی (شنیدن صداهای ناموجود)، اضطراب و انواع فوبی‌ها بیشتر دیده می‌شود. در نوجوانی سوءمصرف مواد، رفتارهای ضداجتماعی، مسائل مربوط به مدرسه (فرار از مدرسه، مشکلات تحصیلی) و عدم رعایت بهداشت و در سالمندی آلزایمر (فراموشی)، حواس‌پرتی و نقص‌های شناختی (مانند اختلالات حافظه و گیجی) بیشتر مشاهده می‌شود.

ناراحتی‌های جسمانی نیز در بیماران بیشتر دیده می‌شود و ممکن است افسردگی را بپوشاند و بسیاری اوقات علل روانی دارد. سردرد، اختلالات گوارشی، یبوست، شکایات قلبی و ادراری-تناسلی از جمله آن‌ها هستند.

درمان

درمان‌های ضدافسردگی را می‌توان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمان‌ها در مطالعات فراوانی مشاهده شده‌است.در زمینه پیشگیری از این بیماری نیز پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مصرف ماهی تازه همراه با خرما در برخی از وعده‌های غذایی احتمال ابتلا به افسردگی را کاهش می‌دهد. اسیدهای چرب امگا ۳ موجود در ماهی، ساختار غشای مغز و میزان دوپامین و سروتونین را تغییر می‌دهند. دوپامین و سروتونین از مهمترین انتقال دهنده‌های عصبی محسوب می‌شوند که نقش مهمی در کنترل افسردگی ایفا می‌کنند. علاوه بر این، پروتئین، ویتامین و مواد معدنی موجود در ماهی نیز در برابر افسردگی اثر محافظتی دارند. اسیدهای چرب امگا ۳ از زوال شناختی جلوگیری می‌کند و برای سلامت مغز نیز مفید است.طب سنتی – ابوعلی سینا: با توجه به نگاهی عمیق، جامع و دقیق به ابعاد متعدد اختلال افسردگی اساسی روش درمانی که تلفیقی از مباحث اجتماعی، روانشناختی و فیزیولوژیک، بیولوژیک متناسب با نیازها و پیچیدکی‌های زندگی مدرن بشر امروز باشد و از طرفی تعالیم ارزشمند حکمای طب در هزاران سال قبل را نیز مورد استفاده قرار دهد، رویکرد طب سنتی و علم مزاج شناسی است، از نگاه طب سنتی و نظریه مزاج‌ها این چنین مطرح می‌نمایند که متخصص روانشناسی بالینی یا روانشناس سلامت یا پزشک عمومی یا روانپزشکی که داری تجربه و تخصص در علم مزاج شناسی طب سنتی است، پس از دریافت شرح حالی بسیار کامل MSEو رسیدن به تشخیصی دقیق، و مزاج شناسی در ابعاد متعدد از قبیل اصلاح الگوی تغذیه برای ایجاد تعادل مزاجی و استفاده از تکنیک‌های متعدد روان درمانی و در صورت نیاز استفاده از روشها و اعمال یداوی طب سنتی مانند حجامت و فصد، قی و انواع ماساژ و غیره توسط تکنسین‌های مربوطه، زیر نظر روانشناس یا پزشک متخصصی دارای تجربه در طب سنتی، استفاده از گیاهان دارویی متعدد، به ایجاد تعادل مزاجی و اخراج خلط قالب بیماری زا در بدن و روان بیمار می‌نماید، به طور کلی این متخصصین با رویکردی بین رشته ای و با استفاده از علم روانشناسی، پزشکی و طب سنتی سبک زندگیlifestyle بیمار را تغییر می‌دهند، لازم به یاد اوریست که در این روش به دلیل بالا بودن عوارض جانبی متعدد و فراوان منفی داروهای شیمیایی مربوط به بیماریهای اعصاب و روان و وابستگی‌های دارویی، تحمل و … تا حد امکان از داروهای شیمیایی به جز موارد بسیار شدید اورژانسی استفاده نمی‌گردد و از گیاهان دارویی به صورت دم نوش‌ها و … استفاده شده در برخی موارد از داروهای گیاهی مرکب و … استفاده می‌شود، نکته بسیار مهم این است که روش، نگاه و متدولوژی درمانی بخصوص در طب سنتی ایران طب سینوی، درمان علتی بیماریها می‌باشد نه درمان علامت‌های بیماری، حل مسئله مطرح است نه پاک کردن صورت مسئله، از بین بردن کوتاه مدت علائم اختلال و بازگشت بیماری! درمان با این روشها بسیار ریشه ای و پایه ای هستند اما دقیقاً به همین دلیل کمی زمان بر بوده و معمولاً در دوره‌هایی ۴۰ تا ۱۲۰ روزه بیمار و اطرافیان شاهد تغییرات خواهند بود، این روش و رویکرد به تازگی مجدداً در حال شکوفایی و رشد و انجام پژوهش‌ها و انتشار مقالات گوناگون می‌باشد، الیته به صورت انحصاری، چرا که نگاه جامع حکمای بزرگی چون ابو علی سینا و رازی به بیماریهای روانی بنا به دلایل متعدد به فراموشی سپرده شده، در مواری هم به دلیل عدم به روز شدن علمی، عدم تحقیقات و پژوهش متخصصین بهداشت روانی مسئولین ارشد بهداشت و تصمیم سازان سلامت، این رویکرد شناخته نشده و در دستور کار مراکز درمانی و بیمارستانهای عمومی آن طور که باید در جهت خدمت به بیماران قرار نگرفته، در مواردی هم به دلیل انحصاری بودن این تخصص بین رشته ای و کم بود فرد متخصص و تحصیل کرده در زمینه روانشناسی، پزشکی نوین و طب سنتی این رویکرد یا متد درمانی در انحصار اکادمیها و دپارتمانهایی در کشورهای توسعه یافته و قشرها ثروتمند قرار گرفته، که البته با رشد فرهنگ عمومی ملت‌ها در حال گسترش به تمامی طبقات اجتماعی و اقتصادی جوامع می‌باشد. پرچمداران این روش درمانی در حال حاضر روانشناسان بالینی و سلامت با گرایش طب سنتی – پزشکان و روانپزشکان با گرایش طب سنتی – متخصصین تغذیه طب سنتی هستند.، در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه بوده است. این داروها در دهه‌های اخیر از نظر کمی و کیفی رشد فراوانی داشته‌اند اما با مصرف بلند مدت آنها شاهد عوارض متعدد جانبی منفی خواهیم بود، لازم است ذکر شود دارو درمانی حتماً باید به موازات روان درمانی باشد. در غیر این صورت فرایند درمان به درستی طب نخواهد شد و محوریت روانشناس در درمان اختلال افسردگی استسی در پژوهشهای متعدد به اثبات رسیده است،کاردرمانی و روان درمانی‌های شناختی-رفتاری و در برخی موارد تحلیلی نیز در درمان افسردگی مؤثر هستند. در موارد خفیف‌تری که هنوز افسردگی در حد یک اختلال ظاهر نشده‌است، انجام کارهایی برای کاهش فشار و استرس از جمله خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم (برای) برخی (کارها) قرار دادن و انجام دادن هرآنچه که می‌توانید به همان اندازه که می‌توانید، ورزش معتدل (ملایم)، رفتن به یک سینما، شرکت کردن در یک (مراسم) مذهبی، اجتماعی، یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند، صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده، خودداری از مصرف الکل، برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم‌چرب، مثبت‌اندیشی، تماشای فیلم‌های خنده‌دار و شاد، رفتن به مسافرت، سهیم شدن در فعالیت‌هایی که می‌تواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما به‌وجود بیاورد. رویکرد درمانگری شناختی رفتاری به افسردگی[ویرایش]رویکرد درمانگری شناختی رفتاری به افسردگی «آرون‌تی‌بک» مفهوم «سه‌گانگان شناختی» را برای افکار خودکار مطرح کرده است. او بر این باور است که افسرده‌ها از «افکار خودکار» منفی دربارهٔ خود، جهان (مثلاً افراد خاصی یا به‌طور کلی همهٔ مردم) و آینده استفاده می‌کنند. افکار خودکار فرد افسرده شامل عقاید و الگوهای شناختی است که می‌تواند در اثر عوامل زیستی (مثلاً نقص در عملکرد هورمونها) شکل گرفته باشد یا در دوران کودکی به‌صورت مشاهدهٔ رفتار والدین، معلمان و دیگران در قالب «طرح‌واره‌های شناختی» آموخته شده باشد. چنین طرحواره‌هایی در آنها الگوی درماندگی را در هیجان‌رفتار نشان می‌دهند. طرح‌واره‌های شناختی افکار افراد افسرده، دستِکم دارای سه خطای اساسی است. اول آنکه در پس هر شکستی، مردم از خود می‌پرسند: «آیا علت این شکست همیشگی است یا موقتی؟» در این زمان، فرد افسرده فکر می‌کند که علت شکست همیشگی است و احتمال می‌دهد که در آینده هم تکرار شود یعنی که علت شکست خود را پایدار می‌داند. به‌همین دلیل بدبینی و درماندگی او نیز ادامه می‌یابد و به شرایط و موقعیت‌های دیگر «تعمیم» داده می‌شود. اما اگر چنین کسی، فکر کند که علت این شکست مثلاً خواب بد دیشب بوده است، در این صورت برای شکست خود از علتی ناپایدار استفاده کرده است و بر همین اساس الگوهای درماندگی پایدار به بدبینی و درماندگی‌های همیشگی می‌انجامد درحالی‌که الگوهای ناپایدار گذرا هستند. بر همین اساس، «جودیت بِک» (به انگلیسی: [S. Beck]) نیز بر این باور است که انسانها به دو دلیل اصلی دچار افکار خودکار منفی یا برداشت‌های غیرواقعی از موفقیت یا شکست خود می‌شوند: «اول آنکه آنها موقعیت خود، جهان پیرامون و آینده را با توجه به شرایط کنونی به درستی ارزیابی نمی‌کنند، بنابراین آنها باید ابتدا برای یافتن مشکل و مسئله‌ای که وجود دارد، «خودسنجی» کنند تا موقعیت کنونی را به درستی ارزیابی نمایند و دوم آنکه آنها نیازمند برنامه‌ای تقویت شده برای خود هستند.بتازگی مطالعات محققان دانشگاه استنفورد نشان داد که داروی‌های رایج درمان دیابت نوع ۲ که برای افزایش حساسیت بدن به انسولین مورد استفاده قرار می‌گیرند، قادر به درمان افسردگی مزمن هستند. دیابت به دلیل مقاومت بدن نسبت به انسولین بوجود می‌آید و تحقیقات نشان می‌دهد که این عامل نقش مهمی در بروز افسردگی دارد؛ به همین دلیل است که افسردگی یکی از عوارض دیابت به شمار می‌آید.

 

راه‌های غلبه بر افسردگی

همه ما گاهی دچار حالت ناامیدی و افسردگی می‌شویم. مثلاً وقتی روابط ما با دیگران از هم پاشیده می‌شود. ممکن است شوکه شویم، گریه کنیم، غذا نخوریم، عصبانی شویم، خوب نخوابیم و بدخلق و مضطرب شویم.این حالت معمولاً پس از چند روز برطرف می‌شود و شخص به زندگی طبیعی بازمی‌گردد. اما آنچه پزشکان آن را افسردگی می‌نامند، حالت افسردگی به این شکل نیست. بلکه این اصطلاح برای تعریف بیماری شدیدتری به کار می‌رود که حداقل چند روز طول می‌کشد و بر جسم و روح اثر می‌گذارد. این بیماری ممکن است بی هیچ دلیلی بروز کند و زندگی فرد را تهدید کند. هیچ وقت وجود یک علامت تک نشانگر وجود افسردگی یا به قول معروف افسردگی بالینی در فرد نیست. بسیاری از علایم شبیه یکدیگرند، اما وقتی فرد به افسردگی مبتلا می‌شود این علائم شدیدتر می‌گردند و مدت بیشتری ادامه می‌یابند. اگر حالت ناامیدی و افسردگی بر تمام ابعاد زندگی شما تأثیر بگذارد، ۲ یا چند هفته ادامه یابد یا به حدی برسد که به فکر خودکشی بیفتید، کار صحیح آن است که از دیگران یاری بطلبید.

«آرون‌تی‌بک» (به انگلیسی: [Temkin Beck]) مفهوم «سه‌گانگان شناختی» را برای افکار خودکار مطرح کرده است. او بر این باور است که افسرده‌ها از «افکار خودکار» منفی دربارهٔ خود، جهان (مثلاً افراد خاصی یا به‌طور کلی همهٔ مردم) و آینده استفاده می‌کنند. افکار خودکار فرد افسرده شامل عقاید و الگوهای شناختی است که می‌تواند در اثر عوامل زیستی (مثلاً نقص در عملکرد هورمونها) شکل گرفته باشد یا در دوران کودکی به‌صورت مشاهدهٔ رفتار والدین، معلمان و دیگران در قالب «طرح‌واره‌های شناختی» آموخته شده باشد. چنین طرحواره‌هایی در آنها الگوی درماندگی را در هیجان‌رفتار نشان می‌دهند. طرح‌واره‌های شناختی افکار افراد افسرده، دستِکم دارای سه خطای اساسی است. اول آنکه در پس هر شکستی، مردم از خود می‌پرسند: «آیا علت این شکست همیشگی است یا موقتی؟» در این زمان، فرد افسرده فکر می‌کند که علت شکست همیشگی است و احتمال می‌دهد که در آینده هم تکرار شود یعنی که علت شکست خود را پایدار می‌داند. به‌همین دلیل بدبینی و درماندگی او نیز ادامه می‌یابد و به شرایط و موقعیت‌های دیگر «تعمیم» داده می‌شود. اما اگر چنین کسی، فکر کند که علت این شکست مثلاً خواب بد دیشب بوده است، در این صورت برای شکست خود از علتی ناپایدار استفاده کرده است و بر همین اساس الگوهای درماندگی پایدار به بدبینی و درماندگی‌های همیشگی می‌انجامد درحالی‌که الگوهای ناپایدار گذرا هستند. بر همین اساس، «جودیت بِک» (به انگلیسی: [S. Beck]) نیز بر این باور است که انسانها به دو دلیل اصلی دچار افکار خودکار منفی یا برداشت‌های غیرواقعی از موفقیت یا شکست خود می‌شوند: «اول آنکه آنها موقعیت خود، جهان پیرامون و آینده را با توجه به شرایط کنونی به درستی ارزیابی نمی‌کنند، بنابراین آنها باید ابتدا برای یافتن مشکل و مسئله‌ای که وجود دارد، «خودسنجی» کنند تا موقعیت کنونی را به درستی ارزیابی نمایند و دوم آنکه آنها نیازمند برنامه‌ای تقویت شده برای خود هستند تا بتوانند از دیگران نیز کمک بگیرند»

 

 

انواع

اختلال عاطفی فصلی نوعی افسردگی است که با کوتاه‌شدن روزها در فصل پائیز و زمستان سر رسیده و در بهار و تابستان از بین می‌رود. افسردگی پس از زایمان نوعی افسردگی که به فاصله کوتاهی پس از زایمان و بیشتر در زنهایی که از ناراحتی‌های روانی پیشین رنج می‌برده‌اند، ظاهر می‌شود.از انواع دیگر افسردگی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: افسردگی عمده، افسردگی جزیی، افسردگی سایکوتیک.

نیاز به مشاوره حضوری دارید ؟! 

اگر در خصوص درمان افسردگی به مشاوره حضوری دارید می توانید با شماره ۰۹۱۲۰۳۴۶۰۱۱ با پزشک و روانشناس متخصص ٬ دکتر حسین موسی زاده مستقیما تماس حاصل فرمایید و با نحوه مشاوره ایشان آشنا شوید ٬ در صورت تمایل به رزرو وقت ملاقات با منشی دفتر مورد نظر واقع در تهران و یا کرج با شماره ۰۹۰۱۶۵۳۲۸۲۸ تماس حاصل فرمایید .

  • نیاز به مشاوره در منزل دارید ؟! 

اگر ترجیح می دهید که مشاوره در منزل شما صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۱۲۰۳۴۶۰۱۱ تماس حاصل فرمایید .

  • نیاز به مشاوره تلفنی یا مشاوره تصویری دارید ؟! 

اگر ترجیح می دهید مشاوره بصورت آنلاین و تلفنی یا تصویری از طریق برنامه هایی نظیر Whatsapp , IMO , Skype و .. صورت گیرد ٬ برای تعیین نوبت و هماهنگی می توانید با شماره ۰۹۳۵۸۹۰۸۸۱۹ تماس حاصل فرمایید .